هموابستگی مجتبی دشتی


هم وابستگی



مجتبی دشتی


هم وابستگی رفتاری، عارضه ای اکتسابی یا یاد­گرفتنی است که ممکن است از یک نسل به نسل بعدی منتقل شود. هم وابستگی نوعی از اعتیاد است که در افرادی که برای خود ارزش و اهمیت چندانی قایل نیستند ایجاد می شود و باعث می گردد تا فرد نتواند زندگی سالم، برابر با دیگری و رابطه ای رضایت بخش داشته باشد. به این عارضه ” اعتیاد رابطه” نیز می گویند چون کسانی گرفتار این نوع از اعتیاد می شوند که روابطی برقرار می کنند یا به رابطه ای ادامه می دهند که حالت یک طرفه دارد و از لحاظ احساسی مخرب بوده یا با سوء استفاده همراه است. این نوع اعتیاد در ابتدا برای توصیف رابطه ای که میان افراد خانواده فرد معتاد به مشروبات الکلی وجود داشت مورد استفاده قرار می گرفت اما می تواند همه کسانی را که در خانواده ای از هم پاشیده رشد کرده یا در خانواده ای که در آن بد رفتاری حاکم بوده بزرگ شده اند، به وجود آید. این بخش از کتابچه، اطلاعاتی گذرا و مقدماتی درباره رفتار اعتیادی به خواننده ارایه می دهد و باعث می شود تا آگاهی وی از این نوع اعتیاد افزایش پیدا کند و به فرد کمک کند تا متوجه شود که آیا به هم وابستگی اعتیاد دارد یا خیر.

بخش مربوط به هم وابستگی به قسمت های زیر تقسیم شده است:





۲- آزمایش هم وابستگی

هدف از آزمایش هم وابستگی، مشخص کردن رایج ترین نشانه ها و علائم هم وابستگی است تا شما بدانید که آیا به این نوع از اعتیاد مبتلا هستید یا خیر. اگر پاسخ شما به ۵ مورد از پرسش های زیر مثبت باشد، در آنصورت ممکن است که شما به علت داشتن روابط ناسالم و آشفته به اعتیاد هم وابستگی دچار شده باشید.



۳- هم وابستگی چیست

هم وابستگی، يعني داشتن رابطه ناسالم بين يك فرد با ديگران. در ابتدا، اصطلاح هم وابستگی براي تشريح رابطه ويرانگر بين يك نفر با فرد الكلي عضو خانواده، به كار مي رفت اما اين اصطلاح با افزايش تحقيقاتي كه در اين زمينه صورت گرفته است اكنون معني و مفهوم گسترده تري پيدا كرده است و تحقيقات نشان مي دهد فردي كه در يك خانواده معتاد يا از هم گسيخته بزرگ شده است احتمالاً به عارضه هم وابستگی دچار مي شود. اين مقاله دربرگيرنده اطلاعاتي مقدماتي و كلي درباره يكي از اعتيادهای رفتاری يعني هم وابستگی است و شما با مطالعه آن مي توانيد درباره اين نوع از اعتيار رفتاری كه امروز رواج بسيار دارد و تعداد مبتلايان به آن نيز هر روز بيشتر مي شوند، آگاهی و شناخت بيشتري پيدا كنيد.



۴- باورهای هم وابستگان

کسانی که در خانواده های از هم گسیخته یا معتاد بزرگ شده اند اغلب باورها و عقاید نادرستی دارند و تصور می کنند که افرادی بی ارزش و حقیر هستند. این مقاله به تشریح برخی از الگوهای فكری نادرست اختصاص دارد كه در بین افراد مبتلا به ناهنجاری هم وابستگی، رواج دارد.



۵- الگوهای رفتاری هم وابستگان

افراد هم وابسته به علت زندگی در خانواده معتاد یا از هم گسیخته، الگوی شخصیتی خاصی پیدا می کنند و در نتیجه نمی توانند روابطی سالم و سازنده با خود و دیگران داشته باشند. این مقاله به تشریح الگوهای رایج شخصیتی افراد هم وابسته و برخی از نشانه ها و عوارض اعتیاد رفتاری در میان افراد هم وابسته اختصاص دارد.



۶- ویژگی های هم وابستگی

هم وابستگان به علت بزرگ شدن در خانواده معتاد یا از هم گسیخته، برای دفاع از خود به طور ناخودآگاه ویژگی ها و خصلت های خاصی پیدا می کنند. گرچه این ویژگی ها همچون احساس مسئولیت، مراقبت و خدمت به دیگران یا جلب رضایت یا نجات دیگران به آن ها کمک کرده است تا از دوران ناسالم کودکی جان سالم به در ببرند اما در عین حال باعث شده است تا آن ها در دوران بزرگسالی به افراد هم وابسته تبدیل شوند. این مقاله به تشریح برخی از ویژگی های افراد هم وابسته اختصاص دارد تا خوانندگان با مسایل و مشکلات اعتیادهای رفتاری آشنا کند.



۷- نقش های هم وابستگان

كساني كه در خانواده معتاد و از هم گسيخته و پرخاشگر بزرگ مي شوند براي اينكه بتوانند از آسيب و آزار و اذيت در محيط خانه در امان بمانند، نقش هاي ناسالم و ناهنجار بر عهده مي گيرند. برعهده گرفتن نقش هاي ناسالم و ناهنجار به آن ها كمك كرده است تا در دوران كودكي از آسيب ها و خطرها در امان بمانند اما همين نقش ها باعث مي شوند تا اين گونه كودكان درهنگام بزرگسالي روابط ناسالمي با ديگران داشته باشد و به اعتياد رفتاري هم وابستگي دچار شوند. البته بايد توجه داشت كه بر عهده گرفت نقش هاي مختلف، پديده اي متداول در همه نقاط دنيا محسوب مي شود و مردم براي اداره امور زندگي خود ناچار هستند تا در مواقع و مكان هاي مختلف نقش هاي متفاوتي را بر عهده بگيرند. اما افراد هم وابسته آنچنان نقش هاي متفاوت و مختلف بر عهده مي گيرند كه هويت واقعي و ارزش خود را به خاطر بازي كردن نقش هاي متفاوت در دنيا، فراموش مي كنند. اين بخش به توصيف رايج ترين نقش هايي كه هم وابستگان بر عهده مي گيرند اختصاص دارد، نقش هايي كه باعث مي شوند ما هويت اصيل انساني خود را از دست بدهيم و نتوانيم با ديگران روابط سالم و رضايت بخش، هم براي خودمان و هم طرف مقابل برقرار كنيم.

مجتبی دشتی


۸- هم وابستگی و حد و مرز

هم وابستگان نمی دانند که حد و مرز بین خودشان و دیگران کی و کجا شروع می شود و اصولاً بین خود و دیگران فاصله و مرزی قایل نیستند. افراد هم وابسته خود را کاملاً در زندگی اطرافیانشان غرق می کنند و مسئولیت مشکلات و گرفتاری های آن ها بر عهده می گیرند. افراد هم وابسته در واقع معتاد هستند البته نه معتاد مصرفی بلکه معتاد به الگوی ویرانگری از وابستگی به دیگران . این مقاله به تشریح حد و مرزی که میان انسان ها باید وجود داشته باشد اما افراد هم وابسته به علت اعتیاد رفتاری قادر به تشخیص و رعایت این خطوط و مرزها نیستند اختصاص دارد. علاوه بر این، در این بخش نکاتی درباره روش ها و راهکارهایی که افراد هم وابسته برای توجیه ادامه رفتارها روابط آزار دهنده خود با دیگران دارند و به جای داشتن روابط سالم و سازنده و مبتنی بر حد و مرز، به روابط ناهنجار و بدون مرز و محدودیت با د دیگران ادامه می دهند، تشریح شده اند.


۹- بهبودی و حد و مرز

تعیین حد و مرز در روابط، به ما کمک می کند تا هویت خود را مشخص کنیم . برقراری حد و مرز مشخص می کند که چه رفتارهایی برای ما قابل قبول است و چه رفتارهایی را نباید تحمل کنیم. در ضمن با تعیین حد و مرز می توانیم نقش و مسئولیت خود را در روابطی که با دیگران داریم بهتر رعایت کنیم و احترام خودمان را نگه داریم. در این مقاله پیشنهادهایی ارایه شده است که به ما کمک می کنند چگونه در روابط خود با دیگران حد و مرز تعیین کنیم تا بتوانیم از روابطی سالم همراه با احترام دو جانبه بهره مند شویم. با برقراری حد و مرز در روابط خود با دیگران می توانیم در راه بهبودی از بیماری و اعتیاد رفتاری هم وابستگی قدم برداریم و در عین حال از داشتن روابط سالم و لذت بخش با دیگران بر پایه برابری و احترام متقابل لذت ببریم.

۱۰- اصول بهبودی از هم وابستگی

بهبودی یافتن از هم وابستگی با اعتراف و پذیرفتن شرایط و وضعیتی که در آن قرار داریم، بر عهده گرفتن مسئولیت و رفتار کردن به گونه ای که باعث تقویت و افزایش حس احترام گذاشتن به خود، آغاز می شود. رعایت این اصول در واقع چراغ راه ما در سفر جدیدی که برای رهایی از اعتیاد هم وابستگی و فراهم آوردن زندگی آکنده از موفقیت و اعتماد به نفس در پیش گرفته ایم محسوب می شود.



۱۱- ابزارهای بهبودی از هم وابستگی

نکته ای را که نباید هرگز فراموش کرد این است که بهبودی از اعتیاد رفتاری و از جمله هم وابستگی به زمان نیاز دارد و اتفاقی نیست که با یک تصمیم گیری کوچک و یک شبه رخ دهد. باید بدانیم که ما یک عمر از یک الگوی رفتاری تسلیم طلبانه پیروی کرده و این الگوی ناهنجار و عذاب آور به بخشی جدایی ناپذیر از شخصیت و زندگی ما تبدیل شده است و به همین علت تغییر دادن این الگوی رفتاری اعتیادی به امکان پذیر نمی باشد. بهبودی از بیماری هم وابستگی همانند دیگر انواع اعتیاد چه مصرفی و چه رفتاری به ایجاد تغییر بنیادی و جدی در دیدگاه و طرز فکر و جهان بینی ما دارد و با قدم برداشتن در راه بهبودی از این بیماری با ابزارها و روش های جدید آشنا می شویم و همین ابزارها به ما کمک خواهند کرد تا زندگی تازه و سالمی برای خود فراهم کنیم و از رفتارهای عذاب آور و ناهنجاری که زنگی ما را به تباهی کشیده است به تدریج دور شوم و رهایی پیدا کنیم. این مقاله راهکارهایی را برای چگونگی آغاز این سفر سحرآمیز و خیال انگیز به سوی بهبودی از عارضه و ناهنجاری هم وابستگی به خوانندگان پیشنهاد می کند تا با خواندن آن با قدم های استوار تری در راه رهایی از هم وابستگی گام بردارند.



۱۲- دوازده قدم بهبودی از هم وابستگی

يكي از موثرترين و به اثبات رسيده ترين روش ها براي بهبودی از هم وابستگی، كاركردن ۱۲ قدم انجمن هم وابستگان گمنام است. اين قدم ها نه فقط اصول و ابزارهاي لازم را برای بهبودی روز به روز از هم وابستگی فراهم مي آورند بلكه پيشنهادها و رهنمودهايی نيز براي داشتن زندگی به معني واقعی و موفق در اختيار شما قرار مي دهند. اين مقاله نگاهي گذرا و اجمالي به برنامه ۱۲قدم هم وابستگان گمنام دارد و برای آشنايی شما با ماهيت مشكلی كه از آن رنج می بريد و چگونگی بهبودی از اين مشكل، خلاصه ای از قدم های اول و دوم نیز در اين مقاله ارايه شده است.

مجتبی دشتی




۱۳- پیشنهادهای روزانه بهبودی از هم وابستگی

بهبودی از هم وابستگی نیز همانند بهبودی از دیگر انواع اعتیادها به هوشیاری و آمادگی برای پایبندی به یک رشته اصول و رفتارهای تازه به طور روز به روز نیاز دارد. این مقاله دربردارنده پیشنهادهای عملی برای گام برداشتن در مسیر بهبودی و تداوم این روند به صورت روز به روز است و موثر بودن آن ها در فراهم آوردن امکان بهبودی از بیماری هم وابستگی، به اثبات رسیده است.







مجتبی دشتی سبک های فرزند پروری

آموزش:

سبک های فرزند پروری

مجتبی دشتی (آسیب شناس اجتماعی)

uشما جزو کدام دسته از والدین هستنئد؟

u1) والدین پر کار

u2)والدین اردوگاهی (هستید)

u3)والدین بی تفاوت(مسامحه کار)

u4)والدین گسسته(پریشان)

u5)والدین منطقی (مقتدر)

1) والدین پرکار :

uخصوصیات خانواده های پرکار عبارت است از:

uفضای خانواده تبدیل به پانسیون و محل نگهداری فرزندان گردیده و همواره والدین برای تامین غذا،پوشاک و... فرزندان در تلاش هستند.

uدر این گونه خانواده ها ، والدین تمام خستگی و مشقت ناشی از کار روزانه را همچون کوله باری سنگین با خود به منزل می آورند .

uاعتماد اینگونه والدین به مدرسه و جامعه به صورت افراطی می شود، لذا بخش زیادی از مسئولیت تربیت فرزندان را به این دو مرجع واگذار می کنند. به طوری که کم کم نقش و اقتدار والدین کاهش یافته و توان تاثیر گذاری روی فرزندان را ندارند.

uاین گونه والدین توان انطباق با شرایط پر تغییر اجتماعی و فرهنگی را نداشته بطوریکه با بروز مشکلات رفتاری در فرزندان، کاملا خودرا باخته و تسلیم شرایط روزگار و دشواری های زندگی می شوند

uاین گونه والدین آن قدرمشغول امور خود هستند که فرزندان احساس می کنند والدین، آنان را فراموش کرده اند. بر این اساس فرزندان شان با مشکلات روحی و روانی مزمن و آشکار نظیر بی حوصلگی ،انزواطلبی ، بی دقتی در درس ها، عدم برقراری ارتباط صمیمی و ... مواجه می شوند.

uدر این خانواده ها، والدین بعضاً آن قدرکه برای درس خواندن فرزندان فشار می آورند ، برای تربیت فرزندان و توجه به صثفات اخلاقی و معنویت آنان دغدغه و نگرانی ندارند.

uاین گونه والدین بعضاً کارهای خود از قبیل کاراتابل های اداری یا دفاتر حساب و کتاب مالی را به منزل آورده و به نوعی غرق در انجام کار می شوند.اگر چه این موضوع شاید از لحاظ اجتماعی قابل پذیرش باشد لیکن در روحیه فرزندان اثرات سوئی بدنبال داشته و آنان احساس می کنند که برای والدین بی ارزش هستنئد.

uاین گونه والدین به علت مشغله بیش از حد، نظارت و کنترل روی فرزندان نداشته و بر این احساس احتمال انحراف فرزندان به جرگه آسیب های اجتماعی از جمله مواد مخدر و روان گردان ها یا... فراهم خواهد شد.

نیم نگاهی به ساختار خانواد ه های پرکار حکایت از وجود والدینی دارد که به علت پیشی گرفتن نا هنجاری های اقتصادی و کاهش پرداختن والدین به مسائل فرهنگی و آموزشی خانواده ، بین تعهد به کار و تعهد به فرزندان همواره تعارض وجود دارد.
محصول خانواده پرکار:فرزندان بی حوصله ،انزوا طلب، بی دقت در درس ، عدم توان برقراری و در برخی از موارد تردد فرزندان به منزل دوستان خود بدون اطلاع والدین و احتمال بروز انحراف در آنها.

​  مجتبی دشتی  ​
مجتبی دشتی

2)خصوصیات والدین اردوگاهی (مستبد،سخت گیر، انعطاف ناپذیر)

uخصوصیات والدیب مستبد و سخت گیر عبارت است از :

uاین گونه والدین با حاکمیت قوانین انظباطی نامناسب در منزل و سخت گیری های بی جا ، اعمال باید ها و نبایدهای مستمر و امر و نهی های فراوان ، اجازه هر گونه تصمیم گیری صحیح و معقول را از فرزندان شان سلب می کنند.

uاین گونه والدین به علت حیاهای اخلاقی بیش از حد، پیرامون خود دیوار آهینی کشیده و از برقراری ارتباط کلامی و غیر کلامی با فرزندان خود اجتناب ورزیده و بر این اساس هیچ گاه در خصوص علل وعوامل موثر در بروز انحرافات و آسیبهای اجتماعی (از جمله موادمخدر و روان گردان،روابط سوءاخلاقی و ...)بافرزندانشان لب به سخن نمی گشایند.

uاین دسته ازوالدین به استقلال فرزندان توجهی نداشته و به این ترتیب فرزندان شان نمی توانند روی پای خود بایستند و مستقل باشند.

uاین دسته از والدین به جای برنامه ریزی در مدیریت خانواده با برنامه روزانه، فضای منزل را اداره می نمایند.

uدر این خانواده ها سکوت زیاد که نشانه ای از استرس در فضای منزل است مشاهده می شود . بر این اساس اعضای خانواده ها به رغم آنکه در منزل هستند ، با هم حرف نمی زنند و هرکس به تنهایی کار خود را انجام می دهد.

uوالدین ، با سخت گیری موضوعات را دنبال کرده لذا فرزاندان شان از اعتماد به نفس پایین برخوردار می باشند.

uفضا منزل به سیستم بسته، تبدیل شده و با دنیای بیرون از خود(بستگان و...) تعامل مناسب ندارد. به این اترتیب شاخص فرسوده گی فرزندان، افزایش خواهد یافت.

uاین والدین با ایجاد قوانین نانوشته برای فرزندان شان شامل به هیچ کس اعتماد نکن ،این گونه موارد دیگراز تو تکرار نشود و ... همواره با انتقاد ، سرزنش روش های خصمانه وفشارهای بی جهت ، همانند ضربه چکش به شخصیت فرزندان ، ضربه های مهلک وارد نموده و ناخود آگاه فرزندان را به رازداری های خطرناک و پنهان کاری رفتاری هدایت می نمایند.

uاین والدین با اعمال کنترل های شدید ، مستقیم و پلیسی در منزل ، رفتاری فرزندان را زیر ذره بین قرار داده و به این ترتیب موجب خشم ، عصبانیت و بی اعتمادی فرندان می شود.. بر این اساس رفتارهای درون گرایی و ماجراجویی در آنان شکل می گیرد.که مقدمه انحرافات اجتماعی است.

uاین والدین باچهره خشک،خشن و بدون محبت با فرزندان شان برخورد کرده و هیچگاه با آنان رابطه برقرار نکرده و به خواسته های فرزندان گوش نمی دهند.

uاین والدین باید در یابند که ایجاد ترس و رعب در منزل مانند هوای گاز کربنیک دار می باشد که مغز و روح فرزندان را مسموم می کند.

uاین والدین همواره انگشت اتهام را به طرف فرزندان نشانه روی کرده و نور افکن خود را روی کارهای منفی فرزندان روشن نموده و توجه شان صرفا بر کارهای اشتباه آنان می باشد.

uاین والدین در صورت مشاهده برخی از موارد غیر مجاز در وسایل فرزندان با کمال عصبانیت و انتقام فرزندان همواره شده که زمینه ساز انحراف های رفتاری آنان می شود.

uاین گونه والدین با داشتن انتظارات و توقعات بیش از حد از فرزندان ،خواهان اطاعت محض و بدون چون و چرا ونیز عدم ابراز هرگونه عقیده و اظهار نظر از سوی فرزندان می باشند.

uاعمال تنبیه بدنی یا روانی نسبت به فرزندان در صورت عدم اجرای دستورها از دیگر اقدامات این گونه والدین می باشد.

نتیجه گیری خانواده مستبد :
فرزندان خودکامه ، ستیزه جو،با عزت نفس پایین،دروغگو و ریا کار ناشی از تنبیه، سرزنش و ترس،فاقد خلاقیت ، افسرده و مضطرب ، با افت تحصیلی ، پنهان کار و انزوا طلب.

3)والدین بی تفاوت (مسامحه کار و آسان گیر)

uخصوصیات والدین بی تفاوت عبارت است از:

uاین گونه والدین حضور فیزیکی ،روانی و عاطفی در منزل نداشته و با نادیده گرفتن فرزندان ، زمینه های انحراف آنان را فراهم می سازند.به طوریکه خروجی و برونداد این دسته از خانواد ه ها، نوجوانان و جوانانی بوده که به راحتی در مجالس و برنامه های نا مناسب شرکت نموده و متعاقباً به انواع آسیب ها و انحرافات دچار می شوند.

uاین والدین هرگز اهداف مناسب را برای فرزندان خود ترسیم نکرده و بر این اساس فرزندان آنها فاقد اهداف بلند مدت هستند و به راحتی وارد جرگه آسیب های اجتماعی می شوند.

uدر این دسته از خانواده ها هریک از اعضاء به فکر خود بوده و انسجام خانوادگی به شدت آسیب پذیر می شود.بر این اساس ساختار بی قیدی و عدم وحدت بین اعضای خانواده شکل گرفته و در چنین شرایطی ، نظارت بر رفتار فرزندان و کنترل دوستان آنان معنا و مفهومی ندارد وسیاست (به من چه،به تو چه،به ما چه) در منزل رونق می گیرد.بنابراین در صورت بروز تغییرات در وضعیت ظاهری یا رفتاری فرزندان، والدین توجهی ننموده و احتمال بروز انحرافات در فرزندان فراهم خواهد ساخت.

uدر این خانواده ها روابط و مصاحبت مناسب بین زن و شوهر وجود نداشته که سبب دلسردی و بی تفاوتی در روابط زوجین می شود که این موضوع به فرزندان نیز سرایت خواهدکرد.

uدر این گونه خانواده ها رعایت نظم و انضباط از سوی والدین در منزل منشاهده نشده و این موضوع بر رفتار فرزندان تاثیر مستقیم خواهد داشت.

محصول خانواده بی تفاوت : فرزندان اینگونه خانواده ها به علت عدم مواجه با موانع در زندگی ،زمانی که وارد جامعه می شوند به خاطر نداشتن تجربه کافی ، به راحتی تسلیم شرایط محیطی شده و شخصیت شکننده ای خواهند داشت.

​  مجتبی دشتی  ​
مجتبی دشتی

4ویژگی والدین گسسته(پریشان)

فرندان این خانوارها به دلیل عدم ارضاء نیازهای روانی و جسمانی از سوی والدین بعضا احساس تعلق به آنان ندارندارند.زیرا همواره با بی توجهی والدین شان مواجه می باشند.

در این خانوارها نزاع ، درگیری ، فحاشی و سرو صدای زیاد که نشانه دیگری از استرس در خانوارده می باشد به گوش می رسد

والدین این دسته از خانواده ها به علت قهر های مداوم مجادله بیهوده و بد بینی نسبت به یکدیگر ، با آفت گسست روابط بین فردی مواجه شده به این ترتیب دامنه این مقوله با فرزندانشان گسترده می شود(بر اساس تحقیق صورت گرفته در گشور31% دیگر از نزاع و درگیری بین پدران و مادران خبر داده اند.)

این گونه فرزندان به علت فقدان آرامش در محیط منزل و روان بهم ریخته ، تمام عمر را در سردرگمی به سر برده و همواره افسرده هستند. آنان به ارزش های مذهبی پایبند نبوده و به علت تحمل پایین در مقابله با دیگران با خشم و واکنش های اضطراب آمیز رفتار نموده و بعضاً آتش دعوا را بین دوستان شعله ور کرده و گاهی نیز در آن مشارکت می جویند.

فرزندان خانواده های گسسسته در زمانبندی و تعیین اولویت و انجام کارها،فاقد برنامه ریزی مناسب می باشند.

فرزندان این خانواده ها آنچه را والدین شان انجام می دهند، به عنوان الگوی رفتاری باور نموده و آن تقلید می کنند.

فرزندان این خانواده ها بعضا با افراد منحرف محله ارتباط برقرار کرده و برخی از اوقات تا دیر وقت در خارج از منزل به سر می برند ، به این ترتیب در دراز مدت زمینه های انحراف اجتمال آنان شکل می گیرد.

فرزندان اینگونه خانوادهها ضمن بی اهمیتی به محیط درس ، با افت چشم گیر تحصیلی مواجه می شوند.

u نتیجه گیری محصول خانواده گسسته : فرزندان این دسته از خانواد ها با افسردگی ، اظطراب ، احساس سردزگی ، بروز اختلات شناختی، هیجانی و رفتارهای ضد اجتماعی مواجه میشوند.

​  مجتبی دشتی  ​
مجتبی دشتی

5)خصوصیات والدین منطقی(مستحکم-موفق-سالم-دموکرات)

uدر عصر کنونی نیازمند والدین مقتدر ، توانا وقاطع(نه مستبد) برای پیاده کردن اهداف متعالی در زندگی هستیم، به گونه ای که پدران و مادران دارای صلاحیت های ذهنی و دانش کافی نسبت به تغییرات شتابان اجتماعی باشند.به عبارتی والدین می بایست شناخت کافی از تغییرات روزمره در جامعه داشته و همزمان نیز نسبت به هر گونه تغییر رفتار در فرندان خود(طی دو هفته متوالی) حساس باشند. به گونه ای که در صورت بروز هرگونه پنهان کاری ، انزوا طلبی ، فراموشی، کم توجهی، تغییر در ساعات خواب و بیداری، لاغری، افت ناگهانی تحصیلی و نظایر آن بدون هر گونه خرده گیری و تحقیر فرزندان ، اقدام به کشف حقیقت و مشکل نمایند. همزمان نیز والدین می بایست دارای صلاحیت اخلاقی و الگو بودن به منظور بروز عاطفه ومحبت به فرزندانشان باشند به عبارتی همواره باید به یاد داشته باشیم فرزندان از راه چشم تربیت می شوند نه از راه گوش .همچنین والدین باید از هرگونه رفتار نامناسب همچون استعمال سیگار- قلیان و مصرف هر گونه مواد نزد فرزندان خود پرهیز کرده و همواره الگوی مناسبی برای آنان باشند.همچنین والدین باید دارای صلاحیت حرفه ای و به دور از آزمایش و خطا در تربیت و پرورش فرزندان خود اقدام کرده و به طور مستمر بر موضوعاتی اخلاقی و رفتاری آنان نظارت کنند.

uوالدین می بایست با ایجاد میکروسکوپ ذهنی در منزل نسبت به شناسایی باکتری های ذهنی فرزندان خود اقدام کرده تا از انحراف احتمالی آنان جلوگیری شود. به عبارتی والدین منطقی می دانند فرزندانی که دارای شخصیت ستیزه جولجباز،پنهان کار، انزوا طلب ، دروغ گو، کنجکاو،مضطرب، مسئولیت ناپدیر، پوچ گرا (برای خود و دیگران ارزش قائل نمی باشند)

مجتبی دشتی
منبع : کتاب آموزش سبک های فرزند پروری
دکتر حمید صرامی