مجتبی دشتی

بالهایم راهمچون سایبانی بر روی شفیره های بی پناه

می گسترانم تا آنها هم پروانه شدن را

تکرارنما یند

مجتبی دشتی

سید حمید موسوی گفتگو با پیشکوتان

کتاب گفتگو با پیشکسوتان اثری از سید حمید موسوی منتشر شد

سیدحمید موسوی

این کتاب را تقدیم می‌کنم به سه نفری که در سخت‌ترین روزهای زندگی، وقتی همه خسته و ناامید از من روی برگرداندند و تنها برایم دعا کردند، مرا رها نکردند.

ماندند، صبوری کردند و تا روزی که نخستین جرقه‌های بهبودی در وجودم روشن شد، کنارم ایستادند.

به خواهران عزیزم، دکتر سعیده سادات موسوی و حمیده سادات موسوی؛

و به پدر معنوی‌ام، استاد مجتبی دشتی؛

که در روزهای خاموشی، امید را برایم زنده نگه داشتند.

این کتاب، تنها چند صفحه نوشته نیست؛

یادگاری است از روزهایی که ماندنِ شما، دلیلِ دوباره برخاستن من شد.

با تمام عشق، احترام و قدردانی،

تقدیم به شما سه عزیزِ ماندگار. .

بهترین روش های درمان و ترک هروئین با موفقیت بالا کدام اند؟

بهترین روش های درمان و ترک هروئین با موفقیت بالا کدام اند؟

سوال بسیار مهمی پرسیدی، چون ترک هروئین یکی از پیچیده ترین ولی ممکن ترین درمان های اعتیاد است.

درمان موفق نیاز به ترکیب چند رویکرد دارد پزشکی، روانی، اجتماعی، و سبک زندگی .

در ادامه، به صورت علمی و مرحله به مرحله، همه بهترین روش های ترک پایدار را توضیح می دهم

۱. درمان دارویی (Medication-assisted treatment - MAT)

اهداف اصلی: کنترل علائم ترک، کاهش ولع مصرف (Craving)، بازگرداندن عملکرد طبیعی مغز، جلوگیری از عود (Relapse)

داروهای مورد تایید جهانی (و در ایران نیز در دسترس)

دارو نوع اثر توضیح

متادون (Methadone) آگونیست قوی µ-opioid دوز کنترل شده به عنوان جایگزین هروئین؛ بدون ایجاد سرخوشی ناگهانی، ولی مانع ترک شدید می شود. مصرف روزانه تحت نظارت پزشک

بوپرونورفین (Buprenorphine/Suboxone) آگونیست نسبی گیرنده µ اثر ملایم تر از متادون؛ خطر اوردوز و وابستگی کمتر؛ می تواند در منزل و با تجویز پزشک مصرف شود

نالتروکسان (Naltrexone) آنتاگونیست گیرنده µ-opioid گیرنده های اپیوئیدی را مسدود می کند؛ مصرف هروئین دیگر لذت ندارد. معمولا بعد از سم زدایی برای پیشگیری از عود استفاده می شود

کلونیدین و لوفسیدین داروی کمکی برای علائم ترک کاهش اضطراب، بی قراری، تپش قلب و علائم جسمی بدون اثر بر دوپامین

درمان دارویی باید تحت نظر پزشک متخصص اعتیاد یا روان پزشک انجام شود؛ قطع یا تغییر خودسرانه دارو خطرناک است.

۲. روان درمانی و اصلاح رفتار

داروها فقط «تعادل شیمیایی» مغز را برمی گردانند؛ اما برای درمان ریشه ای باید ذهن و الگوهای رفتاری هم تغییر کنند.

روش های موثر و تاییدشده:

- رفتاردرمانی شناختی (CBT): کمک به شناسایی افکار و موقعیت هایی که محرک مصرف اند؛ آموزش مقابله، کنترل ولع، و بازسازی ارزش های شخصی.

- مصاحبه انگیزشی (Motivational Interviewing): افزایش انگیزه درونی برای ترک، بدون اجبار یا قضاوت.

- درمان گروهی و ۱۲ قدم (NA / Narcotics Anonymous): پشتیبانی اجتماعی، اشتراک تجربه ها، پذیرش و احساس تعلق.

- درمان خانواده (Family therapy): چون رفتار و حمایت خانواده نقش کلیدی در حفظ پاکی و بازتوانی دارد.

۳. سم زدایی (Detoxification) مرحله اول درمان است. هدف آن حذف ماده از بدن و کنترل علائم شدید ترک است.

- معمولا ۵ تا ۱۰ روز طول می کشد.

- در مراکز درمانی انجام می شود.

- با داروهای ضد درد، ضد اضطراب، خواب آور، و آبرسانی.

- در موارد شدید بهتر است بستری انجام شود.

اما سم زدایی به تنهایی کافی نیست!

بدون ادامه درمان روانی و دارویی، احتمال عود بالای ۹۰٪ است.

4. توانبخشی بلندمدت (Rehabilitation & recovery)

پس از مرحله ی دارو و روان درمانی، باید مغز و بدن را به حالت طبیعی برگرداند.

عناصر اصلی این فاز: رژیم غذایی سرشار از پروتئین، امگا-۳، ویتامین B، ورزش های هوازی و مقاومتی (افزایش دوپامین طبیعی)، خواب منظم، دوری از استرس، و مدیتیشن / یوگا، یادگیری مهارت های جدید و هدف گذاری زندگی، حضور در گروه های حمایتی پس از ترک.

۵. رویکرد ترکیبی (Integrated approach) بیشترین میزان موفقیت، تحقیقات جهانی (NIH، WHO، SAMHSA) نشان داده اند، ترکیب زیر بیشترین موفقیت در ترک پایدار هروئین را دارد:

• داروهای بوپرونورفین یا متادون (۶ ماه تا چند سال با دوز کنترل شده)

• درمان شناختی–رفتاری (CBT )

• پشتیبانی اجتماعی و خانواده

• برنامه ۱۲ قدم NA

• اصلاح سبک زندگی (ورزش و تغذیه)

نرخ موفقیت ترکیبی: حدود ۶۰–۷۵٪ پاکی پایدار پس از یک سال، در صورت پیگیری منظم.

عوامل کلیدی موفقیت

- درمان طولانی تر = موفقیت بیشتر

- ارتباط با پزشک و روان درمانگر = کاهش خطر عود

- حمایت خانواده و دوستان = احساس امنیت و انگیزه

- پوشش درست دارویی = کاهش ولع

- انتخاب محیط امن (کمپ استاندارد یا کلینیک تخصصی)

آیا قارچ سیلوسایبین به مغز آسیب دائمی می زند؟

آیا قارچ سیلوسایبین به مغز آسیب دائمی می زند؟

پاسخ دقیق این است شواهد قوی مثل مت آمفتامین یا الکل برای «تخریب مستقیم وسیع مغزی» وجود ندارد، اما این به معنی بی خطر بودن نیست.خطر اصلی بیشتر در این هاست:

- ایجاد یا آشکار کردن مشکلات روانی

- اختلال در قضاوت و آسیب غیرمستقیم

- تجربه های شدید روانی که اثر طولانی بگذارند

- مصرف ماده اشتباه یا آلوده

خطر بسیار مهم؛ اشتباه با قارچ سمی

یکی از بزرگ ترین خطرها این است که فرد فکر کند قارچ سیلوسایبین مصرف می کند، اما در واقع قارچ سمی باشد.

قارچ های سمی می توانند باعث: نارسایی کبد، نارسایی کلیه، تشنج، کما، مرگ شوند.

تشخیص آن ها از روی ظاهر برای افراد غیرمتخصص غیرقابل تشخیص است حالا چه کسانی در معرض خطر بیشتری هستند؟

افرادی که این شرایط را دارند بیشتر در معرض عوارض شدیدند؛ (سابقه اضطراب شدید یا حمله پانیک، سابقه روان پریشی، دوقطبی، اسکیزوفرنی، سابقه خانوادگی اختلالات شدید روانی، بیماری قلبی، مصرف همزمان الکل، محرک ها یا داروهای روان پزشکی)

علائم هشدار اورژانسی

اگر بعد از مصرف قارچ این علائم وجود داشت، باید فورا کمک پزشکی گرفته شود؛ (بیهوشی یا کاهش سطح هوشیاری، تشنج، رفتار بسیار خطرناک، استفراغ شدید و مداوم، درد شدید شکم، تنگی نفس، تب بالا، گیجی شدید یا عدم شناخت اطراف، زردی پوست یا چشم)

سئوال. قارچ مجیک ماشروم چیست؟

مجیک ماشروم (Magic Mushroom) یا قارچ جادویی، اصطلاحی است که برای گروهی از قارچ ها به کار می رود که حاوی مواد روان گردان طبیعی به نام های سیلوسایبین (Psilocybin) و سیلوسین (Psilocin) هستند.در زیر آنها را در حد آشنایی خدمتتان معرفی می­کنم

۱. دسته بندی علمی

این قارچ ها برخلاف مواد مخدر سنتی (مثل تریاک یا هروئین) که مسکن و خواب آور هستند، در دسته توهم زاها (Psychedelics) قرار می گیرند. بیش از ۲۰۰ گونه قارچ در طبیعت وجود دارد که حاوی این مواد هستند.

۲. ظاهر و شناسایی

شکل ظاهری: معمولا قارچ هایی کوچک با کلاه های قهوه ای یا کرم رنگ هستند. ساقه آن ها غالبا بلند و باریک است.

ویژگی خاص (اکسیداسیون): یکی از نشانه های رایج این قارچ ها این است که وقتی ساقه یا کلاهک آن ها آسیب می بیند یا لمس می شود، به دلیل واکنش ماده سیلوسین با اکسیژن، به رنگ آبی یا سبز تیره در می آیند.

نکته حیاتی: بسیاری از قارچ های سمی و کشنده ظاهری بسیار شبیه به مجیک ماشروم دارند، به همین دلیل چیدن و مصرف قارچ از طبیعت بسیار خطرناک است.

۳. مجیک ماشروم چگونه عمل می کند؟

وقتی فرد این قارچ را مصرف می کند (به صورت خام، خشک شده، یا دم کرده)، سیلوسایبین در کبد به سیلوسین تبدیل می شود. سیلوسین وارد جریان خون شده و به مغز می رسد و به گیرنده های سروتونین متصل می شود. این فرآیند باعث می شود که ارتباطات بین بخش های مختلف مغز که در حالت عادی با هم در تماس نیستند، برقرار شود و منجر به تغییرات شدید در ادراک شود.

۴. تجربه مصرف (The Trip)

اثرات معمولا ۲۰ تا ۶۰ دقیقه بعد از مصرف شروع می شود و بین 4 تا ۶ ساعت ادامه دارد. این تجربه شامل موارد زیر است:

تغییرات بینایی: دیدن الگوهای هندسی، پررنگ تر شدن رنگ ها، و حرکت کردن اشیاء ثابت (مثلا دیوارها یا فرش).

تغییرات زمانی: فرد ممکن است احساس کند زمان متوقف شده یا بسیار کند می گذرد.

تجربیات عاطفی: احساس شادی شدید، صلح، یا برعکس، ترس و وحشت عمیق.

فروپاشی من (Ego Dissolution): فرد ممکن است مرز بین خودش و جهان اطراف را از دست بدهد.

۵. خطرات و عوارض (Bad Trip)

همه تجربه ها مثبت نیستند. در شرایط نامناسب، فرد دچار "بدتریپ" می شود که شامل موارد زیر است:

حملات پانیک (وحشت زدگی شدید)، پارانویا و شکاکیت، ترس از مرگ یا دیوانه شدن، رفتارهای خطرناک ناشی از توهم (مثلا پریدن از ارتفاع به خیال پرواز)

۶. تفاوت با سایر مواد

اعتیاد: مجیک ماشروم مانند سیگار یا مواد افیونی اعتیاد جسمی ایجاد نمی کند، اما بدن خیلی سریع نسبت به آن "تحمل" پیدا می کند (یعنی اگر فرد چند روز پشت سر هم مصرف کند، دیگر اثری نخواهد داشت).

سمیت: خود سیلوسایبین در دوزهای معمول سمیت کشنده برای اندام های بدن (مثل کبد یا قلب) ندارد، اما خطر اصلی در اشتباه گرفتن آن با قارچ های سمی و همچنین آسیب های روانی است.

۷. استفاده در تحقیقات پزشکی (دانستنی)

در سال های اخیر، دانشمندان در مراکز معتبری مانند دانشگاه جانز هاپکینز در حال مطالعه روی سیلوسایبین برای درمان افسردگی های مقاوم به درمان، اضطراب پایان زندگی (در بیماران سرطانی) و ترک اعتیاد هستند. البته این موارد در شرایط کاملا کنترل شده آزمایشگاهی و با دوزهای دقیق انجام می شود و با مصرف خیابانی متفاوت است.

مکانیزمهای دفاعی

مکانیزمهای دفاعی

بر اساس دیدگاه روان تحلیلی، مکانیسم های دفاعی (defense mechanisms)، واکنش های ناخودآگاه روان انسان، برای رویارویی با شرایط، خاطرات و رخدادهای ناخوشایندی است که موجب شکل­گیری اضطراب و هیجانات منفی می­شود. افراد در برخورد با مسائل مختلف مانند چالش­های استرس آمیز و اضطراب­زا در زندگی، برای حفاظت از سلامت روان خود، از مکانیسم­های دفاعی، ناهشیارانه استفاده می­کنند. بطور مثال، با دیدن یک صحنه ناخوشایند مانند تصادفات یا مرگ یک انسان یا حیوان، افراد روی خود را برمی­گردانند، یا مثال ملایم­تری درمانگری که قصد کنار زدن همکارش را دارد، اما او را بهترین همکار خود می داند، روان انسان هنگام وقوع رویدادهای آسیب­زا و مضطرب کننده، واکنش­هایی طبیعی و ناهشیار، برای حفظ سلامت روان دارد که به آن­ها مکانیسم­های دفاعی می­گویند. مکانیزم­های دفاعی، حواس انسان­ها را از موضوع استرس­زا برداشته و احساس امنیت روانی را افزایش می­دهند.

حقیقت انسان به آنچه اظهار می­دارد نیست...

بلکه حقیقت اونهفته در آن چیزی است که...

از اظهار آن عاجز است...

بنابراین اگر خواستی او را بشناسی...

نه به گفته­هایش ...

بلکه به ناگفته­هایش گوش کن...

"پروفسور زیگموند فروید"

گاهی وقت­ها احساس می­کنیم آن قدر میان کشمکش­های روانی خود سردرگم و گیج شده­ایم، که نه توان درست فکرکردن، نه حوصله­ی ادامه­ی زندگی بر این منوال را داریم. تعارضات و دل نگرانی­های طولانی، نه تنها فایده­ای ندارد، بلکه جسم ما را نیز خسته و بیمار می­گرداند. وقتی انسان نمی­تواند تعارضات روانی خود را به طور مستقیم رفع کند، بهتر است متوسل به روش­های غیر مستقیم شود؛ تا بتواند موجودیت خود را حفظ نماید. روان­شناسان به این روش­های غیر مستقیم، "مکانیسم­های دفاعی " می­گویند. ارزنده­ترین امتیاز این روش­ها این است که به کمک آنها ، ضمیرناآگاه انسان­، حرمت ضمیر آگاه را حفظ می­کند و مانع از این می­شود که انسان، احساس ناچیزی و حقارت کند .

همان­طورکه گفتیم، مکانیسم های دفاعی(defense mechanisms) شیوه هایی هستند که افراد به طور ناخودآگاه در برابر رویدادهای اضطراب آور به کار می برند، تا از خود در برابر آسیب های روانی و از دست دادن عزت نفس محافظت کنند. در واقع، کاربرد مکانیسم های دفاعی نشان از نوعی شیوه سازگاری است که افراد برای جلوگیری از تنزل عزت­نفس و مقابله با افزایش اضطراب به آنها متوسل می شوند.

فروید اصطلاح مکانیسم های دفاعی را به تدابیر ناهشیار اطلاق می کند که آدمی برای حل و فصل هیجان های منفی به کار می برد. این تدابیر هیجان مدار(طریقه حل مشکلات و تصمیم کیری به روش غیر منطقی و بر اساس هیجانات)، موقعیت تنش زا را تغییر نمی دهند، بلکه فقط شیوه دریافت یا اندیشیدن شخص را به آن عوض می کنند. به این ترتیب در همه مکانیسم های دفاعی عنصر "خود فریبکاری" در کار است. (در واقع واکنش ناخودآگاه "خود" به عنوان قسمتی از شخصیت به منظور کاهش اضطراب از طریق تغییر در ادراک واقعیت.)

محققان دریافتهاند که سلامت روانی با چگونگی بهکارگیری مکانیسم دفاعی پذیرفتهشده ارتباط دارد. کسانی که این مکانیسم­ها را به کارمیبرند با اضطراب بهخوبی مﻘابله میکنند و پاسخ سازگارانه به کشمکشها می دهند. این محققان نیز دریافتهاند که آسیب شناسی­

روانی با بهکارگیری مکانیسم های دفاعی ناپسند ارتباط دارد. ولی این بدان معنی نیست که این مکانیسم ها فقط در افراد نابهنجار و دچار اختلال دیده می شود، بلکه افراد سالم و بیمار برای حفظ یکپارچگی خود در مقابل حقایق ناگوار (نظیر آرزوها، خواسته، افکار و رفتار) بصورت ناخودآگاه (ناهوشیار)، با تفاوت در میزان به کارگیری، از آنها استفاده می کنند، و فقط می توان آنها را بصورت غیر مستقیم از رفتار این افراد استنباط کرد. ) فاطمه شعیبی1392 )

مثلث کارپمن و مثلث تد

در اینجا لازم دیدم کمی هم در مورد مثلث کارپمن که گاهی در آن گیر می­کنیم و احساسات بدی را تجربه می­کنیم توضیح دهم.

مکانیزم دفاعی

مثلث کارپمن: یک مدل روانشناختی است که سه نقش اصلی در روابط بین فردی را توصیف می‌کند: قربانی، ناجی، و ستمگر (یا آزارگر). این مدل نشان می‌دهد که افراد ممکن است در این سه نقش به طور متناوب قرار گیرند و این الگو می‌تواند منجر به روابط ناسالم و مخرب شود. مجتبی دشتی

توضیح نقش‌ها:

قربانی: فردی که خود را ناتوان، بی‌دفاع و مسئولیت‌ناپذیر می‌بیند و معتقد است که دیگران یا شرایط بیرونی باعث رنج و بدبختی او شده‌اند.

ناجی: فردی که احساس می‌کند نیاز است به دیگران کمک کند و آنها را از رنج و بدبختی نجات دهد، حتی اگر این کمک درخواستی نباشد و به ضرر خود او تمام شود.

ستمگر "آزارگر": فردی که بر دیگران تسلط دارد و آنها را آزار می‌دهد. این فرد ممکن است به طور مستقیم با قربانی درگیر شود یا از طریق کنترل و دستکاری دیگران، قربانی را تحت فشار قرار دهد.

ویژگی‌های روابط در مثلث کارپمن:

نقش‌ها در این مثلث می‌توانند به طور مداوم تغییر کنند و افراد ممکن است در طول زمان در نقش‌های مختلف قرار گیرند.

این الگو اغلب در روابط ناسالم و مخرب دیده می‌شود و می‌تواند منجر به ایجاد الگوهای رفتاری تکراری و مخرب شود.

بازیگران در این مثلث معمولاً به دنبال کنترل کردن یا کنترل شدن هستند.

افراد در این مثلث اغلب از درگیری با یکدیگر لذت می‌برند و این بازی می‌تواند برای مدتی برای آنها جذاب باشد، اما در نهایت منجر به ناراحتی و آسیب می‌شود.

خروج از مثلث کارپمن:

خروج از مثلث کارپمن مستلزم آگاهی از این الگو و تغییر الگوهای رفتاری است. این امر می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

افزایش آگاهی از نقش‌ها:

افراد باید بتوانند نقش‌هایی را که در مثلث کارپمن بازی می‌کنند تشخیص دهند.

پذیرش مسئولیت:

هر فرد باید مسئولیت رفتارها و احساسات خود را بپذیرد و از انداختن تقصیر به گردن دیگران خودداری کند.

افزایش استقلال:

افراد باید به تدریج استقلال خود را افزایش دهند و از وابستگی به دیگران برای برآورده کردن نیازهای خود دست بردارند.

تعیین مرزهای سالم:

افراد باید مرزهای سالم در روابط خود ایجاد کنند و از مداخله بیش از حد در زندگی دیگران یا اجازه دادن به دیگران برای مداخله در زندگی خود خودداری کنند.

پرویز خرم

مثلث تد [1](TED)، "پویایی توانمندسازی" ، یک مدل تحلیلی است که به عنوان جایگزینی برای مثلث کارپمن (مثلث درام) ارائه شده است. در این مدل، نقش‌های ناسالم مانند قربانی، ناجی و ستمگر با نقش‌های سالم و سازنده جایگزین می‌شوند. هدف از مثلث تد، کمک به افراد برای خروج از الگوهای رفتاری منفی و حرکت به سوی آگاهی و مسئولیت‌پذیری است. مجتبی دشتی

دکتر مجتبی دشتی

نقش‌های مثلث تد:

خلاق (Creator): این نقش به جای تمرکز بر مشکلات و احساس قربانی بودن، بر حل مسئله و ایجاد راه حل متمرکز است. فرد خلاق، مسئولیت‌پذیر است و با دیدی مثبت به مسائل نگاه می‌کند.

مربی (Coach): این نقش به جای ناجی‌گری و تلاش برای حل مشکلات دیگران، به آنها کمک می‌کند تا خودشان راه حل پیدا کنند. مربی، با ارائه حمایت و راهنمایی، افراد را در مسیر توانمندسازی هدایت می‌کند.

چالشگر (Challenger): این نقش به جای ستمگری و کنترل، به چالش کشیدن افراد برای رشد و پیشرفت آنها می‌پردازد. چالشگر، با ارائه بازخورد سازنده، افراد را به چالش می‌کشد تا از محدودیت‌های خود فراتر روند.

تفاوت‌های مثلث تد و مثلث کارپمن:

در مثلث کارپمن، افراد درگیر نقش‌های ناسالم و تکراری می‌شوند که منجر به روابط سمی و مخرب می‌شود. در حالی که در مثلث تد، افراد با انتخاب نقش‌های سالم و سازنده، روابط سالم‌تری را تجربه می‌کنند.

مثلث کارپمن بر اساس احساسات و واکنش‌های آنی شکل می‌گیرد، در حالی که مثلث تد بر اساس آگاهی و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه عمل می‌کند.

مثلث تد به افراد کمک می‌کند تا از نقش‌های قربانی، ناجی و ستمگر خارج شوند و به جای آن، نقش‌های خلاق، مربی و چالشگر را انتخاب کنند.

هدف نهایی مثلث تد، توانمندسازی افراد و ایجاد روابط سالم و پایدار است.مجتبی دشتی

دکتر مجتبی دشتی

شاید پیشگفتار این کتاب از خود مطالب کتاب حائز اهمیت­تر باشد و اینکه حوصله کردید و تا این قسمت با من همراه بودید سپاسگزارم. تمام موضوعاتی را که در صفحات قبل خدمت شما عزیزان عنوان کردم شاید دغدغه‌های ذهنی تمام سال‌هایی بوده است که در حوزه آسیب شناسی اجتماعی و روانشناسی شخصیت تحقیق کرده­ام در طی این سالها خیلی مایل بوده­ام که بدانم که با چه دانش و اطلاعاتی می­شود درون خود را آرام کرد تمام این راه‌ها و علومی را که در بالا بصورت مختصر در رابطه با آنها معروض داشتم، مناسب و برگزیده‌ است برای نیل به یک آرامش درونی، اما برای من کافی نبود، شاید خوانندگان محترم این کتابچه فکر کنند مطالبی را که در بالا آوردم تجربه سال‌هایی هست که به نوعی آموختم و شاید خواستم با این موضوع قدرت خودم و مباحثی رو که آموختم را رخ­نمایی کنم اما چیزی که برای من خیلی مهم بود در تمام این علوم، و مهارت آموزی­ها، آرامش درونی نهفته در آنهاست که حتماً نیاز هست تک­تک این‌ موارد کانون نظر افراد باشد اما با توجه به تمام موضوعاتی که بیان شد؛ از آموزش مهارت‌های زندگی، فرزندپروری اسکیماتراپی، رایحه­درمانی، پرداختن به مثلث کارپمن و تد، نظریه‌های رشد جنسی فروید، نظریه دهکده جهانی و رسانه مک­لوهان همه و همه گواه این مسئله است که امروزه شاید نیاز باشد همه انسان‌ها در کنار موضوعات مطروحه به ضروت شناخت مکانیزم­های دفاعی در زندگی پی برند، مکانیسم‌های دفاعی یا ساز و کار دفاعی در روانشناسی، مجموعه­ای از واکنش­های روانی هستند، که افراد برای حفظ آرامش و رهایی از درد، رنج و ناراحتی، به شکل ناخودآگاه استفاده می­کنند. مکانیزم­های دفاعی، راهی برای برقراری تعادل بین خواسته­های بخش­های مختلف روان انسان­ها هستند. در کتاب انکار که نوشته خانم ملودی بیتی هست و بنده هم نقدی بر آن گذاشته بودم و در کتاب قبلی خودم هم اشاره کردم در این سال­ها با کمبود منابع و رفرنس­های معتبری در خصوص مکانیزم­های دفاعی روبه­رو بودیم و شاید همه افراد به یک مکانیزم دفاعی و آن هم انکار که در جامعه بیش از حد به آن پرداخته شده توجه می‌کنند در صورتی که مکانیزم‌های دفاعی زیادی وجود دارد که می‌تواند موجب همان موانع برای رسیدن به آرامش درونی انسان­ها را ایجاد نماید این کتابچه شاید بابی برای انتقاد همکاران و مخاطبین باشد که قطعاً نقدهای سازنده­ی­شان موجب توسعه موضوع مطروحه خواهد شد یا موجب تشویق و ترغیب­سازی آنها برای قلم زدن در این حوزه ضروری گردد و در آخر از استاد گرامی، جناب آقای دکتر حسین چناری ریاست محترم دانشکده بین المللی ابن سینای گرجستان، برای ارائه مشاوره‌های علمی و راهنمایی‌های ارزشمند در مسیر نوشتن این اثر سپاسگزارم. همچنین از دانشگاه بین المللی ابن سینای گرجستان که در مراحل چاپ و نشر، پشتیبانی شایسته‌ای ارائه دادند، تشکرمی‌کنم. این کتاب همچنین مدیون دانش و تجربه‌های اساتید دانشگاه محترم ابن سینا است که نقش کلیدی در توسعه مطالب داشتند.

بیوگرافی مجتبی دشتی

مجتبی دشتی

مجتبی دشتی

آسیب‌شناس اجتماعی، درمانگر اعتیاد، پژوهشگر، نویسنده و مدرس
مجتبی دشتی، متولد یازدهم آبان ۱۳۵۰ در محله دولاب تهران، چهارمین فرزند خانواده است. وی سال‌هاست به‌صورت تخصصی در حوزه آسیب‌شناسی اجتماعی، پیشگیری و درمان اعتیاد، روان‌شناسی، آموزش و توانمندسازی افراد و خانواده‌ها فعالیت می‌کند.
تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته روابط عمومی آغاز کرد و سپس در مقطع کارشناسی در رشته آسیب‌شناسی اجتماعی (گرایش پیشگیری از اعتیاد) ادامه تحصیل داد. پس از آن موفق به اخذ کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت شد و همچنین دکتری حرفه‌ای سطح هشت در آسیب‌شناسی اجتماعی را از کالج بین‌المللی ابن‌سینا دریافت کرد.
وی دارای شماره عضویت ۸۸۹۶۵ سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره ایران است.
مجتبی دشتی تاکنون ۶۴ عنوان کتاب در حوزه‌های آسیب‌های اجتماعی، اعتیاد، روان‌شناسی، مهارت‌های زندگی و آموزش تألیف کرده است که از طریق جست‌وجو در گوگل و پایگاه‌های کتاب قابل دسترسی هستند.
ایشان مدیرعامل مؤسسه تسهیلگران مسیر توانمندی با شماره ثبت ۵۷۰۱۸ است. این مؤسسه در زمینه آموزش مددیاری، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، ارتقای سلامت روان و توانمندسازی سرمایه‌های انسانی فعالیت می‌کند.
از سال ۲۰۱۵ تاکنون، مجتبی دشتی به‌عنوان مجری و تهیه‌کننده در شبکه ماهواره‌ای بنیاد آینه حضور مستمر داشته و دو برنامه «آینه با متخصصین» و «کتابخانه آینه» را به‌طور منظم روی آنتن می‌برد. این برنامه‌ها با هدف ارتقای آگاهی عمومی، معرفی منابع علمی و پرداختن به موضوعات تخصصی در حوزه روان‌شناسی، اعتیاد، آسیب‌های اجتماعی و توسعه فردی تولید می‌شوند.

مجتبی دشتی عضو انجمن های معتبر می باشد

عضو انجمن روانشناسی ایران با شماره عضویت 35834

عضو انجمن مشاوره ایران شماره عضویت 4311

عضو کانون نویسندگان ایران شماره عضویت 94103840

عضو جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی ایران شماره عضویت 140209182

عضو انجمن روانشناسان امریکا c2304707350

مدرس توسعه دهندگان آموزش و کارآفرینی ایرانیان شماره عضویت 404896

کتابهای مجتبی دشتی

مکانیزم دفاعی – جوانان و نوجوانان بیشتر در معرض آسیب هستند – سخن عشق – تا به کی در پیله بیهودگی در خود تنیدن – هموابستگی دیگر بس نیست؟ - تاثیر والدین در بزه کاری اطفال – آسیبهای اجتماعی – ماتریکس – سنگ بنای بهبودی – شبکه لغزش – کارگاه بهبودی – وابستگی شیمیایی چیست؟ - غلبه بر افکار منفی – غرور – رهایی از رنجش – تعارض شخصیت در طول بهبودی – سرگذشت زنان و مردانی که از پیله بهبودی رها شده اند – راهکار رهایی – درسنامه مهارت زندگی – درسنامه تاب آوری – فصل اول آگاهی – فصل دوم آگاهی – خشم، احساس گناه، شرم – چند نکته ناب – شش مرحله ساده برای ترک سیگار – آنچه در این برنامه آموختم – افسردگی، اضطراب، نگرانی و اندوه – درسهایی از راهنمایانم – کمالگرایی،عزت نفس، نگرش – الانان کارگاه قدمهای دوازده گانه، قدم چهارم الانان – دوازده مفهوم – اعتیاد و انواع موادمخدر – هموابستگی و قدرت کناره گیری – اندوه خوب - استرس و بهبودی – انکار – دخترم اگر کودکت ...

یاداشتهای مجتبی دشتی را می توانید در وبلاگهای زیر مشاهده کنید

https://mojtabadashti.blogfa.com

https://addiction7.blogfa.com

https://dashti620.blogfa.com

https://mojtabadashti.blogfa.com

یا در پایگاه سیویلیکا مرجع مقالات علمی، کنفرانس و ژورنال به آدرس زیر

https://civilica.com/profile/notes

حوزه‌های اصلی فعالیت وی شامل آسیب‌شناسی اجتماعی، پیشگیری و درمان اعتیاد، آموزش مددیاری، مشاوره، پژوهش، نویسندگی، تولید محتوای علمی و اجرای برنامه‌های آموزشی و فرهنگی است. وی همواره تلاش کرده است با تلفیق دانش دانشگاهی، تجربه میدانی و فعالیت‌های رسانه‌ای، در مسیر ارتقای سلامت اجتماعی و توانمندسازی جامعه نقش مؤثری ایفا کند.

شرکت خانوادگی در جلسات درمانی و مشاوره

شرکت خانوادگی در جلسات درمانی و مشاوره به عنوان حمایتی مؤثر در روند بهبودی فرد درگیر اعتیاد چقدر تاثیر گذار است؟

برگرفته از کتاب راهکار رهایی نویسندگان مجتبی دشتی سیدمهدی موسوی

دکتر مجتبی دشتی

شرکت خانوادگی در جلسات درمانی، اگر درست انجام شود، معمولاً یکی از قوی‌ترین عوامل حمایتی در بهبودی اعتیاد است؛ در حدی که در بسیاری از پروتکل‌های علمی، «حضور خانواده» خودش یک جزء رسمی درمان محسوب می‌شود، نه یک گزینه اضافی، در عمل، تأثیرش را می‌شود در چند محور دید:

۱. افزایش احتمال «شروع درمان» و «ماندن در درمان» پژوهش‌ها نشان می‌دهند وقتی خانواده؛ در جلسات درمانی حاضر می‌شود ،و با درمانگر هماهنگ می‌شود نتیجه‌ها شامل این موارد است که؛ احتمال اینکه فرد اصلاً درمان را شروع کند بالاتر می‌رود، احتمال اینکه در میانه راه رها نکند بیشتر می‌شود، دوره‌های ترک، پایدارتر می‌شوند. چرا؟ چون فرد معتاد احساس می‌کند: تنها نیست، فقط خودش مسئول «جنگیدن» نیست، خانواده در کنار او مسئولیت را تقسیم کرده‌اند، نه در مقابل او ایستاده‌اند.

۲. اصلاح الگوهای ارتباطیِ آسیب‌زننده در خیلی از خانواده‌ها بدون اینکه متوجه باشند، الگوهایی مثل: سرزنش، نصیحت‌کردن‌های، طولانی، تحقیر، سکوت و قهر، کنترل افراطی یا بی‌تفاوتی کامل؛ به طور مستقیم یا غیرمستقیم استرس و احساس بی‌پناهی فرد را زیاد می‌کند و او باز هم به مصرف پناه می‌برد.

در جلسات خانوادگی: این الگوها شناسایی و روی میز آورده می‌شود.

درمانگر به خانواده کمک می‌کند: به جای «مقصر پیدا کردن»، روی راه‌حل مشترک تمرکز کنند، شیوه بیان نگرانی را از شکل حمله، به شکل حمایت و همدلی تبدیل کنند.

نتیجه؛ تنش خانه کمتر می‌شود؛ و خانه از «میدان جنگ» تبدیل می‌شود به «پایگاه امن»؛ این خودش یک داروی قوی ضد عود است.

۳. کاهش احساس شرم و طردشدگی در فرد معتاد حضور خانواده در جلسات، یک پیام ضمنی مهم دارد: «توبرای ما مهمی، ما هنوز روی تو حساب می‌کنیم، تو را رها نکرده‌ایم.»

این پیام: شرم و خودتنفری را کمتر می‌کند، امید و احساس ارزشمندی را بالا می‌برد، انگیزه برای ادامه درمان را زیاد می‌کند

برعکس، اگر خانواده کاملاً کنار بکشند یا فقط تهدید کنند: فرد فکر می‌کند «من دیگر ارزش ندارم، همه از من متنفرند»، در این حالت، مصرف مواد تبدیل می‌شود به تنها راه «فرار از این حس‌ها»

۴. یاد گرفتن چطور کمک کنیم که کمک‌مان مضر نشود خیلی از رفتارهایی که خانواده با نیت کمک انجام می‌دهد، در عمل کمک‌کننده نیست؛ مثلاً: پرداخت همه بدهی‌ها و خسارت‌ها بدون هیچ مرز و قاعده، پوشاندن اشتباهات او و دروغ گفتن به دیگران، یا برعکس، قطع کامل محبت و فقط خشونت و تهدید

در جلسات خانواده؛ خانواده یاد می‌گیرد کجا باید کمک کند و کجا نباید

تفاوت بین: «حمایت سالم» (که رشد و مسئولیت‌پذیری می‌آورد) و «حمایت بیمارگونه» (که وابستگی و تداوم اعتیاد می‌آورد) را می‌فهمد.

۵. هماهنگی در تصمیم‌های مهم مرزها، قوانین، پیامدها خیلی وقت‌ها؛ یکی از والدین نرم و دلسوز است، دیگری سخت‌گیر و عصبانی، این تضاد، برای فرد درگیر اعتیاد تبدیل می‌شود به یک فرصت برای سوءاستفاده و ادامه مصرف (بازی دادن دو طرف).

جلسات خانوادگی کمک می‌کند که خانواده بر سر یک سیاست مشترک به توافق برسند، درباره مواردی مثل: قوانین خانه، نحوه برخورد با مصرف، کمک مالی یا غیرمالی، زمان‌ها و شرایط اخراج از خانه (اگر لازم شد) تصمیم مشترک بگیرند

وقتی پیام خانواده واحد و هماهنگ باشد، فرد کمتر می‌تواند از شکاف‌ها استفاده کند و بیشتر با واقعیت مشکل خود روبه‌رو می‌شود.

۶. کاهش فرسودگی و افسردگی خودِ خانواده هدف جلسات خانوادگی فقط کمک به فرد معتاد نیست؛ کمک به خود خانواده هم هست:

- والدین و خواهر یا برادرها؛ می‌توانند احساسات خودشان (خشم، ترس، ناامیدی، شرم) را بیان کنند، یاد می‌گیرند چطور از خودشان مراقبت کنند، یاد می‌گیرند «مرز شخصی» داشته باشند تا نسوزند

خانواده‌ای که کاملاً فرسوده و افسرده است، حتی اگر بخواهد، دیگرتوان حمایت مؤثر را ندارد.

مشاوره خانوادگی مثل اکسیژن است تا خانواده بتواند نفس بکشد و ادامه دهد.

۷. این تأثیر «چقدر» است؟ (به زبان ساده) از دید علمی (طبق مدل‌های درمان اعتیاد در دنیا):

- حضور خانواده معمولاً؛ شانس شروع درمان را بالا می‌برد، خطر رها کردن درمان را پایین می‌آورد، مدت پرهیز (بدون مصرف) را طولانی‌تر می‌کند، آمار دقیق بسته به نوع برنامه و کشور متفاوت است، ولی به صورت تقریبی در مطالعات آمده که درمان‌هایی که در آن‌ها خانواده درگیر است، نسبت به درمان فردیِ تنها، درصد موفقیت بالاتری در حفظ پاکی در ۶ تا ۱۲ ماه اول دارند.

به زبان ساده اگر دو نفر شرایط مشابه داشته باشند، ولی یکی خانواده همراه و آموزش‌دیده داشته باشد و دیگری نه، احتمال موفقیت نفر اول به شکل قابل‌توجهی بیشتر است.

کی و چگونه حضور خانواده مفید است؟

مفید است وقتی که خانواده آماده شنیدن و تغییر کردن هم هست، نه فقط آمده که «فقط او را عوض کند»؛ جلسات زیر نظر روانشناس یا روانپزشک آشنا با اعتیاد باشد؛ هدف، «همکاری» باشد، نه «محاکمه» در اتاق مشاوره

می‌تواند موقتاً محدود شود وقتی که یکی از اعضای خانواده خشونت شدید کلامی یا جسمی دارد و حاضر به کنترل خود نیست، حضور او در جلسه، فرد معتاد را کاملاً می‌بندد و درمانگر هم راهی برای مدیریت آن ندارد.

در این موارد، درمانگر ممکن است مدتی جلسات فردی بیشتر بگذارد، یا ابتدا با آن عضو خانواده جداگانه کار کند، سپس جلسات مشترک شروع شود

و در پایان تأثیر حضور خانواده در جلسات درمانی، اگر درست مدیریت شود، بسیار بالاست.

و در جمع بندی اینطور بگویم، این حضور؛ شروع و ادامه درمان را تقویت می‌کند؛ روابط را از حالت جنگی به حالت حمایتی تبدیل می‌کند؛ به خود خانواده کمک می‌کند نسوزد و سالم بماند؛ در بسیاری از پروتکل‌های معتبر، «خانواده» بخشی از نسخه درمان است، نه فقط یک گزینه اضافی.

استقلال و رابطه اش با اعتیاد

من فردی مستقل هستم پس مصرف موادمخدر برای من اشکالی ندارد این باور درست است؟

دکتر مجتبی دشتی

نه، این باور نادرست و خطرناک است؛ و از نظر علمی، منطقی و تجربی دفاع‌پذیر نیست. بیاییم جز به جز بررسی‌اش کنیم:

1.«من مستقل هستم» > پس «مصرف برای من اشکالی ندارد»

این جمله دو بخش دارد: من مستقل هستم؛ پس مصرف مواد برای من اشکالی ندارد.

اشتباهِ منطقی اینجاست که از «استقلال» نتیجه می‌گیری «رفتار پرخطر برای من بدون مشکل است»

مثل این جمله‌هاست: من رانندۀ خوبی هستم، پس کمربند لازم ندارم. من بدن قوی‌ای دارم، پس هر چقدر دلم خواست الکل می‌خورم.

مهارت یا استقلال، قانون بدن و مغز را عوض نمی‌کند.

2. استقلال یعنی چه واقعاً؟

استقلال سالم یعنی؛ خودت فکر می‌کنی، کورکورانه دنباله‌رو جمع نیستی، مسئولیت «نتایج» انتخاب‌هایت را می‌پذیری، به آیندۀ خودت احترام می‌گذاری، با واقعیت‌ها تصمیم می‌گیری، نه با توجیه.

این تعریف اگر جدی گرفته شود، نتیجه‌اش می‌شود؛ چون مستقل هستم و اثر مواد روی مغز را می‌دانم، مصرف نمی‌کنم تا استقلالم در آینده از بین نرود. یعنی استقلال واقعی بیشتر به «خودکنترلی» نزدیک است تا «هر کاری دلم خواست می‌کنم»

۳. مصرف مواد چه ربطی به استقلال دارد؟

چیزی که مواد با مغز می‌کند؛ مدار پاداش را هک می‌کنند، قدرت تصمیم‌گیری منطقی را در بلندمدت ضعیف می‌کنند، تحمل «نه گفتن» به وسوسه را کم می‌کنند، رفتارها را به سمت «اجباری و تکراری» می‌برند

این یعنی؛ هرچه مصرف ادامه پیدا کند، استقلال ذهنی‌ات کمتر می‌شود، حتی اگر ظاهراً بگویی «خودم خواستم».

پس مصرف مواد، در عمل دشمن استقلال است، نه نتیجۀ استقلال.

۴. یک نکتۀ خیلی مهم: این جمله غالباً توجیه است، نه تحلیل

جملۀ «من مستقل‌ام، پس مصرف برای من اشکالی ندارد» معمولاً در این شرایط ظاهر می‌شود؛ وقتی ته دلت می‌دانی ریسک هست، ولی نمی‌خواهی رها کنی،وقتی می‌خواهی احساس گناه یا دوگانگی‌ات کمتر شود، وقتی مغز در حال ساختن بهانه برای ادامه یا برگشت به مصرف است

یعنی این بیشتر شبیه صدای «مغز اعتیاد» است تا صدای «من مستقل و منطقی»

یک سؤال ساده برای چک کردن؛ اگر کسی که دوستش داری (خواهر، برادر، فرزند آینده‌ات) همین جمله را بگوید، واقعاً با آرامش می‌گویی: «آره، تو مستقل هستی، پس هر مواد خواستی مصرف کن، اشکالی ندارد»؟

اگر جواب درونی‌ات «نه!» است، پس خودت هم می‌دانی این باور صادقانه نیست، بیشتر یک توجیه است.

۵. نگاه درست‌تر به ماجرا

می‌توانیم این جمله را این‌طور سالم‌تر کنیم؛ «من مستقل هستم، پس قبل از هر تصمیم پرخطری، کاملاً صادقانه خطرها و احتمال‌ها را می‌سنجم»، «من مستقل هستم، پس اجازه نمی‌دهم یک مادۀ شیمیایی، کنترل مغز و احساساتم را از من بگیرد»، «من مستقل هستم، پس به جای مصرف، راه‌های سالم‌تر برای تخلیه، لذت و تجربۀ هیجان پیدا می‌کنم»

این نگاه، هم استقلالت را حفظ می‌کند، هم واقعیت علم مغز را جدی می‌گیرد.

موادمخدر اگر طبیعی و خالص باشد ضرری ندارد این باور درست است؟

موادمخدر اگر طبیعی و خالص باشد ضرری ندارد این باور درست است؟

خیر، این باور درست نیست. «طبیعی و خالص بودن» یک ماده به معنی بی ضرر بودن آن نیست.

1.طبیعی بودن به معنی ایمن بودن نیست :در طبیعت مواد بسیار سمی وجود دارند (مثل برخی قارچ ها یا سموم گیاهی). بسیاری از مواد مخدر هم منشا طبیعی دارند اما روی مغز و بدن اثر قوی و آسیب زا می گذارند.

2.ماده خالص هم روی مغز اثر اعتیادآور دارد: مواد مخدر اگر خالص باشند مستقیما روی سیستم پاداش مغز (دوپامین) اثر می گذارند. این همان سیستمی است که باعث وابستگی و اعتیاد می شود. خالص بودن این اثر را از بین نمی برد.

3.خلوص بالا گاهی خطر را بیشتر می کند: در بعضی مواد، خالص بودن حتی می تواند خطر اوردوز (مصرف بیش از حد) را بیشتر کند، چون دوز موثر قوی تر است.

4.مشکل اصلی خود ماده است، نه فقط ناخالصی ها: ناخالصی ها ممکن است خطرات اضافی ایجاد کنند، اما آسیب اصلی بسیاری از مواد مخدر از خود ماده ناشی می شود؛ مثل، تغییر در سیستم دوپامین، کاهش کنترل تکانه، ایجاد تحمل و وابستگی، آسیب به خلق و شناخت

5.این باور یکی از توجیه های رایج است:در بسیاری از موارد، جمله هایی مثل «اگر طبیعی باشد مشکلی ندارد» یا «اگر خالص باشد ضرری ندارد» به عنوان توجیه ذهنی برای مصرف شکل می گیرند، اما شواهد علمی از آن حمایت نمی کند.

در کل طبیعی یا خالص بودن یک ماده مخدر، خطر اعتیاد و آسیب آن را از بین نمی برد.

سئوال. چرا مغز حتی بعد از مدت طولانی پاکی هم با یک بار مصرف دوباره خیلی سریع درگیر می شود؟

به این پدیده معمولا «بازگشت سریع» یا Relapse Sensitization می گویند. دلیلش این است که مغز بعد از اعتیاد همه تغییرات قبلی را کاملا پاک نمی کند؛ بخشی از آن ها به صورت نوعی «حافظه عصبی» باقی می مانند.

چند سازوکار مهم پشت این موضوع است:

1. حافظه قدرتمند سیستم پاداش

مواد مخدر مدار پاداش مغز (دوپامین در مسیرVTA → Nucleus Accumbens) را بسیار قوی تر از پاداش های طبیعی فعال می کنند.

وقتی این اتفاق بارها تکرار شود، مغز ارتباط های عصبی بسیار قوی می سازد.

بعد از ترک، این مدارها ضعیف می شوند اما کاملا حذف نمی شوند.

به همین دلیل اگر ماده دوباره وارد بدن شود، همان مدارها خیلی سریع دوباره فعال می شوند.

2.حافظه نشانه ها (Cue Memory)

مغز فقط خود ماده را به یاد نمی سپارد؛ بلکه چیزهای اطراف آن را هم ذخیره می کند: مکان ها، افراد، موسیقی یا بو، حالت های روحی خاص.

این ها در آمیگدال و هیپوکامپ ذخیره می شوند. بعد از پاکی طولانی، دیدن یک نشانه ممکن است همان مسیرهای عصبی مصرف را دوباره روشن کند.

3. حساس شدن سیستم وسوسه

در بسیاری از اعتیادها اتفاقی به نام Sensitization رخ می دهد. یعنی سیستم انگیزش مغز نسبت به ماده حساس تر از قبل می شود.

نتیجه این است که؛ حتی مقدار کم ماده، یا یک بار مصرف می تواند میل بسیار شدیدتری نسبت به قبل ایجاد کند.

4. تضعیف نسبی سیستم کنترل مغز: قسمت جلویی مغز (Prefrontal Cortex) مسئول تصمیم گیری، کنترل تکانه و آینده نگری است

مصرف طولانی مواد می تواند عملکرد این بخش را برای مدتی ضعیف کند.

بعد از ترک، این بخش بهبود پیدا می کند، اما در مواجهه با ماده ممکن است به سرعت تحت فشار مدار پاداش قرار بگیرد.

5.تفاوت بین «تحمل» و «وسوسه»

یک نکته خطرناک این است؛ تحمل جسمی بعد از ترک کاهش می یابد اما حافظه اعتیاد و وسوسه باقی می ماند

یعنی ممکن است بدن دیگر تحمل دوز قبلی را نداشته باشد، ولی مغز همچنان میل شدید داشته باشد. این ترکیب یکی از دلایل مهم اوردوز بعد از لغزش است.

سخن آخر اینکه در اعتیاد، مغز مسیرهای عصبی قدرتمندی می سازد. بعد از ترک، این مسیرها ضعیف می شوند اما پاک نمی شوند بنابراین یک بار مصرف می تواند خیلی سریع همان مدارها را دوباره فعال کند و فرد را به چرخه مصرف برگرداند.