مرتضی عامری قدم نهم سئوال ۸ الی ۱۴

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی

مجتبی دشتی

8ـ چگونه در قدم نهم به تسلیم عمیق‌تری در برنامه نیاز داریم؟

بهبودی از قدم دوم شروع به رشد کرد و تبدیل به یک فرایند توقف‌ناپذیر گردید. در هر قدم شورش آن قدم را تجربه کردیم مثل قدم سوم که ناچاراً برای اینکه اصول برنامه را رعایت کنیم تصمیم گرفتیم و منتظر خواست و اراده‌ی خداوند شدیم و سعی کردیم تسلیم آنچه برای ما در نظر گرفته بود شویم. قدم نهم درست بعد از قدم‌های قبلی در جایگاه خود قرار گرفته و ما می‌بایست از آن سرسری نگذریم و باور خود را نسبت به خسارت‌هایی که زده‌ایم، عوض کنیم آنگاه متوجه خواهیم شد چقدر در مقابل این قدم و برنامه‌ی بهبودی تسلیم بوده‌ایم. هر گاه تسلیم شدیم پیروزی حاصل شد. این را در قدم‌های قبلی هم تجربه کردیم، با تمرین و جبران خسارت متوجه حضور پررنگ خداوند در زندگی می‌شویم و در این نقطه است که تسلیم ما عمیق‌تر و ادامه‌ی مسیر بهبودی آسان‌تر می‌گردد.

9ـ خسارات مالی چطور؟ آیا ایمان دارم که خداوند به آن گونه که او را درک می‌کنم، به‌طور یقین تمامی آنچه که من نیاز دارم را در دسترس‌ من قرار خواهد داد، حتی اگر من در جبران خسارت از خودگذشتگی و ایثار داشته باشم؟

در تمامی قدم‌ها روند ایمان آوری ما مرحله به مرحله رشد کرد برای برگشتن سلامت عقل، اعتماد در سپردن، اقرار و پذیرش خطاها، برطرف کردن نقايص و کمبودهای اخلاقی و هم‌چنین شجاعت تهیه‌ی لیست خسارات. ما در همه این موارد از او درخواست کمک و رشد نمودیم. ما در قدم نهم با ایمانی قوی‌تر و کامل‌تر از او می‌خواهیم به کمکمان بشتابد، خداوندی که در قدم‌های قبلی یاری‌مان کرد پس در این قدم هم یار و یاور ما خواهد بود و تمامی آنچه را که من نیاز دارم برای جبران خسارت در اختیارم قرار خواهد داد. ولی لازم است از خود بپرسم آیا تمایل دارم برای جبران خسارت، خداوند تمامی آنچه که نیاز دارم را در دسترس من قرار دهد؟ و آیا امروز من با توجه به ایثار و از خودگذشتگی به بلوغ فکری رسیده‌ام که جبران خسارت کنم تا به آزادی برسم؟

10ـ چه ترس‌ها و توقعات دیگری در مورد جبران خسارت دارم؟

ترس از پذیرفته‌نشدن، ترس از دست دادن مبالغی که در اختیارم دارم، ترس از زندان رفتن و مشکلات قانونی، ترس از دست دادن باورهایی که تا قدم نهم به دست آوردم، ترس از به بار آوردن خسارت‌های جدید. ترس‌های من در هر جبران خسارت متفاوت است، در یک جبران خسارت ممکن است ترس از دست دادن رابطه‌ام را داشته باشم و در جبران خسارتی مشابه همان ، می‌توانم ترس از پذیرفته نشدن داشته باشم. در بسیاری از مواقع توقعات من از جبران خسارت بخشیده شدن می‌باشد، ولی با توجه با آن چیزی که کتاب گفته ما سناریوسازی نمی‌کنیم و تمام سعی خود را در جهت جبران خسارت به اجرا می‌گذاریم.

مرتضی عامری

11ـ چرا مهم نیست که عکس‌العمل طرف مقابل به جبران خسارت من چه باشد؟ این مساله چه رابطه‌ای با هدف روحانی قدم نهم دارد؟

در قدم نهم عکس‌العمل طرف مقابل مهم نیست ما باید از هر گونه انتظار و توقع در مورد عکس‌العمل دیگران دوری کنیم و نتیجه را فقط به خداوند بسپاریم. ما باید تمام سعی خود را در جبران خسارت کنیم. اگر جبران خسارت درست انجام شود احساس امید و شور و شعف و سپاسگزاری و بخشندگی سراغ ما می‌آید. اما اگر عکس‌العمل طرف مقابل منفی باشد ،دچار ترس، یاس، ناامیدی و انزوا و بی‌تفاوتی می‌شویم که با هدف روحانی قدم نهم کاملاً مغایر است و شاید هیچ‌گاه اقدام به جبران خسارت ننماییم. هدف روحانی قدم نهم آزادی و بازسازی روابط تخریب شده و نیز هر آنچه که ما خراب کرده‌ایم می‌باشد.

12ـ چگونه می‌توانم از معتادان در حال بهبودی دیگر، راهنمایم، و نیروی برترم به عنوان یک منبع قدرت در این فرایند استفاده کنم؟

تجربه‌ی اعضا، شهامت و پشتیبانی خداوند و حمایت راهنمایان بزرگترین منبع قدرت در این قدم است. با مشورت کردن و دریافت کمک از کسانی که این راه را پیموده‌اند می‌توان به عنوان منبع قدرت و انرژی و استفاده از تجاربشان برای کارکرد این قدم نهایت استفاده را کرد. تجربیات آنها و تسلیم و تصمیم مصمّم خودمان انجام این قدم را امکان‌پذیر خواهد کرد.

مرتضی عامری

13ـ کدام یک از موارد در فهرست قدم هشتم من، طبق مثال‌های فوق، پیچیده هستند؟ آن موارد دقیقاً چه هستند؟

این سوال کاملاً شخصی است. اما به طور مثال و برای باز شدن دریچه‌ی ذهنمان همان قدر بگوییم که شاید کسانی را خسارت زده‌ایم که خودشان نمی‌دانند یا آنها را در ردیف اتهام قرار داده‌ایم یا به مراکز عمومی و موسسه‌ای خسارت وارد کرده‌ایم که در این رابطه نیاز به مشورت و ارزیابی دارد.

14ـ آیا جبران خسارتی بدهکار هستم که انجام آن پیامدهای جدی داشته باشد؟ آنها چه هستند؟

بله جبران خسارتهایی که خسارت جدید بوجود می آورد یا موجب تحت الشعاع قرار دادن بهبودی می شود و یا خساراتی که نیاز به رشد معنوی و مالی دارد.

مرتضی عامری قدم نهم سئوال ۱ الی ۷

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی

قدم 9

ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم، مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا دیگران لطمه بزند.

ای خالق توانگر، خود را به دست تو می‌سپارم.

و از تو می‌خواهم بار شرم و خجالت از رویارویی با کسانی که به آنها صدمه و خسارت زده‌ام را بکاهی.

تا بتوانم با احساس ندامت و عذرخواهی و انجام جبران خسارت و جاری کردن اراده‌ات در زندگی‌ام، رابطه‌ام را با بندگانت از سر گیرم و در راه رسیدن به تو حایل‌ها را بردارم.

«آمین»

مجتبی دشتی

در ادامه‌ی گام هشتم و برای برگشتن به دنیای عادی و ترمیم روابط آسیب‌دیده ناشی از اعتیادتان با استفاده از لیستی که تهیه نموده‌اید و با کمک و مشورت از کسانی که از این قدم روحانی گذر نموده‌اند اقدام به جبران تک‌تک آنها با رعایت اولویت‌بندی می‌نمایید. قدم نهم به شما بخشیدن و شهامت عذرخواهی کردن را می‌آموزد و در انتهای این قدم با همه‌ی آن قانون‌گریزی‌های زمان مصرف وداع می‌کنید. فکر کردن در رابطه با خسارات به بار آمده در دوران اعتیادی همانند راه رفتن در جاده‌ای پر از سنگ و کلوخ می‌باشد که سرعت حرکت‌تان را می‌گیرد و گاهی باعث انحرافتان از جاده‌ی بهبودی می‌شود. بعضی از این خسارات باعث می‌شود شما نتوانید با دنیای بیرون رابطه برقرار کنید و یا روابط از دست رفته‌تان را ترمیم کنید. پس زمان آن رسیده تا از شر فکر کردن و درد ناشی از خسارات‌تان رهایی یابید و مسیر بهبودی را هموار سازید.

قدم نهم فصلی جدید و دری به دنیای بهبودی به رویتان می‌گشاید. امروز بدون ترس و دغدغه با مردم گفتگو می‌کنید و رابطه‌هایتان را با مردم و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنید، بست و گسترش می‌دهید. چون طبق هنجارها و قانون با دیگران رابطه می‌گذارید، امروز دیگر از افراط و تفریطی که در گذشته‌تان و رفتارتان مشهود بود خبری نیست و با شعار زندگی کنو اجازه بده دیگران هم زندگی کنند آشنا هستید و آن را الگوی رفتاری‌تان کرده‌اید، مسیر بهبودی‌تان را پله‌پله برای ملاقات و درک حضور خداوند، بدون وقفه و ترس ادامه می‌دهید و با شور و شعف برگرفته شده از این قدم به قدم دهم که انضباط و نظم را به ما هدیه می‌دهد گام برمی‌دارید.

1ـ چگونه کارکرد هشت قدم قبلی، مرا برای کارکرد قدم نهم آماده کرده است؟

هر یک از قدم‌ها در جایگاه واقعی خود و بنا به نیاز بهبودی قرار گرفته‌اند. با اقرار به ناتوانی‌های خود و پذیرش بیماری، شناخت بهتری از بیماری کسب نمودم و با فرایند ایمان آوری و امید، باور و شناخت قابل قبول‌تری از خداوند پیدا کردم و تصمیم‌های جدیدی در رابطه با خود و خداوند اتخاذ کردم. با شناخت تمام روزنه‌های وجودی از تاریک‌ترین تا روشن‌ترین نقطه‌ی درونی و با بیان آنها از درد و رنج‌ها رها شدم و به آگاهی رسیدم، نسبت به نقايص شخصیتی خود فروتنانه درخواست کمک نمودم و از خود رها شدم و به مبدأ هستی نزدیک‌تر شدم که آرامش نسبی حاصل شد، و در مرحله بعد پا روی خودخواهی‌های خود گذاشته و در مورد روابطم دیگران را هم در نظر گرفتم. کار کردن اولین قدم تا به امروز لحظه به لحظه به من آمادگی را داده که بپذیرم که من هم به دیگران خسارت زده ام و با کار کردن اصول روحانی قدم‌های قبلی و این قدم انگیزه و توان آن را دارم که برای به انجام رساندن قدم نهم حرکتی انجام دهم.

مرتضی عامری

2ـ صداقت چگونه به کارکرد این قدم کمک می‌کند؟

صداقت موجب می‌شود نقش خود را ببینیم و بپذیرم که به عنوان یک معتاد همیشه از نقطه‌ی مقابل صداقت (انکار) استفاده می‌کردم. اگر صداقت تا به امروز در درونم رشد نکرده باشد من به هیچ‌کس خسارت نزده‌ام و با ابزار حق به جانبی و توقع در میان آنها زندگی خواهم کرد، اما صداقت موجب می‌شود نقش خود را واضح و آشکار ببینم و به عمق خسارت‌هایی که زده‌ام پی ببرم. اگر صداقت درون من رشد نکرده باشد رشد روحانی‌ام متوقف خواهد شد چرا که صداقت یکی از سه اصل ضروری زندگی روحانی است.

3ـ فروتنی چگونه به کارکرد این قدم کمک می‌کند؟

فروتنی در این قدم کاربردی همانند‌ قدم‌های قبلی دارد؛ چرا که اگر خسارتی زده باشم و نتوانم واقعیت آن را بپذیرم از فروتنی به دور است. اگر نتوانستم مسوولیت خساراتی را که به دیگران زده‌ام بپذیرم و نتوانم برای جبران خسارت از خداوند درخواست کمک کنم هنوز به فروتنی نرسیده‌ام. با فروتنی که در قدم هفتم تمرین کرده‌ام زانو خواهم زد و بدون غرور و منیّت درخواست کمک در جبران خسارت‌ها خواهم نمود.

4ـ معنای جبران خسارت چیست؟

یعنی برطرف کردن خساراتی که در زمان مصرف و با استفاده از افکار بیمارگونه به دیگران وارد کرده ام در زمان بهبودی با مشورت و بلوغ روحانی

مجتبی دشتی، علیرضا کمیلیان

5ـچرا جبران خسارت بیشتر از یک اظهار تاسف خشک و خالی میباشد؟

فرض کنیم با وسیله نقلیه با عابر پیاده تصادف کرده‌ایم و موجب خسارت جسمی شده‌ایم، آیا در آن لحظه اظهار تاسف خشک و خالی کافی است؟ جبران خسارت چیست؟ جبران خسارت فراتر از معذرت‌خواهی می‌باشد. من بسیار خسارت به دیگران وارد کرده‌ام و زخم‌های شدیدی در دل آنها ایجاد نموده‌ام. در این حال فقط نمی‌توانم بگویم متاسفم بلکه باید درصدد جبران و رفع خسارت و ایجاد آرامش برای طرف مقابل نمایم، اما عذرخواهی می‌تواند اولین قدم برای جبران خسارت باشد.

6ـ چگونه جبران خسارت، یک تعهّد نسبت به فرایند مداوم تغییر است؟

با هر جبران خسارت تجربه‌ی جدیدی در بهبودی خود پیدا خواهم کرد، تجربه‌ای که فقط با جبران خسارت می‌توانم آن را کامل‌تر کنم. در هر جبران خسارت موانعی را از سر راه خود و خداوند کنار خواهم زد و با درک و شناخت احساسات دیگران تعهّد خود نسبت به فرایند بهبودی را انجام خواهم داد.

مجتبی دشتی

7ـ چه ترس‌هایی از جبران کردن خسارت دارم؟ آیا نگران هستم که کسی مرا طرد کند یا از من انتقام بگیرد؟

قسمت اول: ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی و خانوادگی، پول، آبرو، رابطه‌های خوب و پاکی و پذیرفته نشدن و نیز ترس از اینکه نویدی را که قدم نهم داده به دست نیاورم.

قسمت دوم:بله نگران هستم که مرا طرد کنند یا انتقام بگیرند. زیربنای تمام ترس‌های من در جبران خسارت‌ها، ترس از بخشیده نشدن است. ترس از اینکه متوجه فاجعه‌ای که من به بار آورده‌ام، شوند و مرا طرد کنند و هم انتقام بگیرند. اما ما هنوز در مورد اعتماد به خداوند و اصول برنامه شک داریم، باید ایمان داشته باشیم که حضور او می‌تواند خطی بر تمام این تصورات باطل باشد.

مرتضی عامری قدم هشتم سئوال ۱۳ الی ۱۸

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی

مجتبی دشتی

13ـ چند مثال از شهامتی که در قدم‌های قبلی تجربه کرده‌اید را بنویسید.از آن تجارب چگونه در این قدم استفاده می‌کنید؟

در قدم اول شهامت اقرار به عجز و ناتوانی ، در قدم دوم شهامت تغییر باورها و شروع و درک ارتباط آگاهانه با خداوند ،در قدم سوم با شهامت یاد گرفتیم که اراده و زندگی مان را به خداوند بسپاریم ، در قدم چهارم شهامت نوشتن ترازنامه ، در قدم پنجم شهامت پذیرفتن اشتباهات، همه و همه کمک نمود تا امروز با شهامت و ایمان نسبت به نوشتن تراز و لیست خسارات اقدام نمایم.

14ـ آیا اسمی هست که من هنوز به فهرست خود اضافه نکرده باشم؟ آیا تمایل دارم که اکنون اضافه کنم؟ آیا فهرست من کامل است؟

بله، این سوال می‌خواهد مرا متوجه قسمت انکار بیماری‌ام کند. سوال بعد که از سوال های صداقت و شهامت آمده می‌خواهد یک بار دیگر درجه‌ی تمایل ما را شناسایی کند. ما به عنوان معتاد هم خسارت زده‌ایم و هم خسارت دیده‌ایم. اندازه و مقدار آن مهم نیست، مهم این است با استفاده از اصول روحانی بتوانیم تمایل را درون خود زنده کنیم و آن را انکار نکنیم.

مرتضی عامری

15ـ چه اقداماتی جهت افزایش تمایل خود انجام داده‌ام؟

تمامی اقداماتی که برای رسیدن به آرامش، رهایی، آزادی در قدم‌های قبلی به کار بردم اینجا نیز به کار می‌آید. دعا کنم و از کسانی که این قدم را گذرانده‌اند تجربه و مشورت بگیرم، سطح آگاهی‌ام را نسبت به قدم هشتم افزایش دهم و بدانم این قدم را چرا کار می‌کنم؟ و هدف از کارکرد این قدم چیست ؟و این نکته را درک کنم که در قدم هشتم مواردی وجود دارد که سدراه ارتباط من با خداوند و دیگران می‌شود و اجازه نمی‌دهد که من به هدف اصلی خود که همان رسیدن به حد کمال است برسم.

16ـ در مورد دعا کردن برای پیدا کردن تمایل چه احساسی دارم؟

ما باید به خاطر داشته باشیم دچار یک بیماری هستیم به نام اعتیاد، چه در قدم‌های قبلی چه در این قدم هیچ ابزاری بهتر از دعا برای پررنگ کردن تمایل برای ما کارآمدنیست. دعا در این قدم موجب می‌شود درک کنم که به واسطه‌ی بیماری‌ام به دیگران خسارت زده‌ام و می‌بایست آن را با تمایل و اعتماد به نفسی که به دست می‌آورم به انجام رسانم. دعا موجب می‌شود خود را به جای شخص مقابل که به آن خسارت وارد کرده‌ام قرار دهم زیراکه وقتی خود را به جای او قرار می دهم تمایل درون من زنده خواهد شد.

17ـ آیا احساس وصل بودن یا مربوط بودن به دیگران می‌کنم؟ توضیح دهید.

گاهی از دیگران فاصله می‌گیرم ، دچار انزوا می‌شوم که نتیجه‌ی خسارت‌هایی است که به آنها وارد نموده‌ام. امروز هم می‌ترسم با بعضی از مردم ارتباط برقرار کنم چرا که می‌ترسم به آنها خسارت وارد کنم. اما با تمرکز و درست به اجرا گذاشتن قدم‌ها در زندگی روابطم بهتر شده چون که کمتر خسارت می‌زنم. در قدم چهارم و پنجم متوجه این کمبود در خود شدم و توانستم امروز خود را قسمتی از دیگران ببینم نه کمتر، نه بیشتر.

مرتضی عامری

18ـ آیا احساس همدلی و ملاطفت برای دیگران دارم؟ توضیح دهید.

بله، من امروز متوجه شده‌ام دیگران هم گاهی مثل من دچار ضعف‌ها و کمبودهایی هستند که اگر با آنها مهربانی و همدلی نکنم انسان بودنم را زیر سوال خواهم برد، چرا که شاید سالها می‌گذشت و من هم نمی‌توانستم یک کار درست انجام دهم ولی آنها با همدلی و مهربانی نسبت به من مرا همیشه امیدوار به زندگی نگه داشتند و به رفتار درست تشویقم کردند.

مرتضی عامری قدم هشتم سئوال ۶ الی ۱۲

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی

مرتضی عامری+ مجتبی دشتی

6ـ فهرست افرادی را که به آنها خسارت زده‌اید با ذکر نوع و طریق خسارت بنویسید؟

نام (حقیقی یا حقوقی) نوع خسارت (عاطفی یا مالی)مقدار و مبلغ شرح ماجرا





7ـچراعذرخواهی تنها، برای جبران خسارتی که زدهام،کافی نخواهد بود؟

چرا که بیشتر اوقات خسارتی که ما زده‌ایم آنقدر زیاد و شدید است که با گفتن معذرت می‌خواهم بهبود نخواهد یافت کسانی که از ما خسارت دیده‌اند بارها این کلمه را شنیده‌اند چه بسا از این کلمه هم متنفر هستند. پس معذرت‌خواهی کلامی به هیچ عنوان پاسخگوی خسارتی که ما زده‌ایم نخواهد بود. این جمله برای شروع خوب است ولی کافی نیست.

8ـچرا تغییر رفتار تنها، برای جبران خسارتی که زده ام کافی نخواهد بود؟

ارمغان قدم هشتم برای ما آزادی است، تغییر رفتار گرچه بسیار خوب است ولی در رابطه با کسانی که ما را می‌بینند و با ما در ارتباطند تغییر رفتار برای شرایط حال و امروز مفید است اما نیاز است از کسانی که ما را نمی‌بینند و از طرف ما خسارت دیده‌اند نیز جبران خسارت نمایم آزادی ما در گرو جبران خسارت از تمام کسانی است که به آنها خسارت زده‌ایم چه در گذشته چه امروز

مرتضی عامری

9ـ آیا خسارت مالی به کسی زده‌ام که نخواهم آن را جبران کنم؟ اگر این خسارت را جبران کنم، زندگی من به چه شکل خواهد بود؟

بله، در بیشتر خسارات امروز به حداقل توانایی رسیده‌ام که جبران نمایم اما ترس، عدم اعتماد و ایمان به خداوند موجب می‌شود آزادی را که قرار است در پس جبران خسارت به دست آورم از خود سلب می نمایم .

خسارت‌ها موانعی هستند در سر راه من و خداوند. من با جبران هر یک از آن خسارت‌ها موانع را برمی‌دارم و به خداوند نزدیک‌تر می‌شوم و به آرامش و آسایش دست خواهم یافت و روابط جدیدی را با مردم بر اساس منطق پی‌ریزی می‌کنم:

10ـ آیا به کسی برای جبران خسارت بدهکار هستم، که او نیز به من صدمه زده باشد؟ چه اقداماتی جهت پیدا کردن تمایل برای این گونه جبران خسارت انجام داده‌ام؟

در زندگی‌امان افرادی هستند که به ما صدمه زده‌اند و ما هم مقابله به مثل کرده‌ایم و حتی از آنها رنجش هم داریم. ما در قدم هشتم نباید به خساراتی که آنها به ما زده‌اند توجه کنیم، ما فقط تراز خودمان را می‌گیریم و باید سعی کنیم یک‌بار دیگر قدم چهارم و پنجم را در مورد آنها اجرا کنیم تا بتوانیم آنها را ببخشیم و بعد به دنبال رفع خسارتی که به آنها زده‌ایم باشیم. امروز باید برای ایجاد انگیزه و تمایلمان برای جبران خسارت از این افراد دعا کنیم، بیماری اعتیاد خود را درک کنیم و بپذیریم که شاید آنها هم در آن شرایط مثل ما با افکار بیمارگونه اقدام به انجام عملی کرده‌اند. با راهنمایمان مشورت کنیم و از رفتارمان ترازنامه تهیه کنیم تا نقاط کمبود و ضعف خود را شناسایی کنیم و بپذیرم که تمامی ما انسان هستیم و امکان خطا در ما وجود دارد.

مرتضی عامری+ مجتبی دشتی

11ـ تشخیص چگونگی دقیق خطاهایمان، به چه شکل در قدم هشتم برای ما ارزشمند است؟ چرا ضروری است که نقش و مسوولیت من در مسايل برایم واضح و آشکار باشد؟

ما دچار یک بیماری هستیم به نام اعتیاد پس همیشه تشخیص‌های ما بنابر باورهای معتادگونه می‌باشد. ما به دیگران خسارت می‌زنیم چون فکر می‌کنیم حق ماست و در آن صورت تشخیص خسارت برایمان سخت می‌شود چون خود را محقّ می‌دانیم. امروز با استفاده از اصول روحانی به‌خصوص صداقت و هم‌چنین تمرین اصول روحانی قدم‌های قبلی سعی می‌کنیم باورهای خود را تغییر دهیم تا با وجدان بیدار بتوانیم خسارات وارد شده را شناسایی کنیم و تشخیص دهیم. لازم است نقش و مسوولیت خود را با استفاده از قدم ششم و هفتم پیدا کنیم تا خود را راحت‌تر در معرض جبران خسارت قرار دهیم.

12ـ چند مثال از صداقتی که در قدم‌های قبلی تجربه کرده‌ام را بنویسید.چگونه از آن تجارب در این قدم می‌توانید استفاده کنید؟

با ورود به مسیر بهبودی بهترین نوع صداقت در من شروع به رشد کرد. من به عنوان یک معتاد همیشه در انکار بودم و در قدم یک توانستم لایه‌های انکار را کنار بزنم و با صداقت معتاد بودنم را اعلام نمایم. در قدم دوم صداقت به من کمک کرد باورهای غلط خود را شناسایی کنم تا به آنها تکیه نکنم. در قدم سوم حضور خدا را بیشتردرک نمودم و صادقانه تسلیم خواست و اراده‌ی او شدم. در قدم چهارم سعی کردم به خود دروغ نگویم و تمام لایه‌های درونی خود را که پر از کینه و نفرت و رنجش و مسايل جنسی بود با صداقت به روی کاغذ بیاورم و در قدم پنجم بود که صداقت و شهامت یکی شد و من توانستم اعتماد کنم و آن را بازگو نمایم. در قدم ششم عدم صداقت درون خود را شناسایی کردم و در قدم هفتم سعی نمودم که این کمبود درون را به تعادل برسانم. امروز در قدم هشتم با صداقتی که دارم متوجه خسارات به بار آمده شده‌ام و تا زمانی که امکان زندگی برایم وجود دارد صادقانه در پی جبران خسارت خواهم بود تا به آزادی و رهایی دست یابم

مرتضی عامری قدم هشتم سئوال ۱ الی ۵

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته#مجتبی_دشتی

قدم 8

ما فهرستی از تمام کسانی که به آنها صدمه زده بودیم تهیه كرده و خواستار جبران خسارت از تمام آنها شدیم.

پروردگارا، مرا از بند گذشته‌ی ملال‌انگیز رها کن.

گذشته‌ای که بر اثر عدم آگاهی به همنوعان زیان و لطمه رسانده‌ام. مرا حضور ذهن و شهامتی عطا کن تا به یاد بیاورم به کسانی که آسیب رسانده‌ام و موجبات جبرانش را برایم مهیّا کن.

امید دارم تا زمانی که از تو تبعیت می‌کنم به هیچ‌کس آسیب و زیانی نرسانم.

«آمین»

مجتبی دشتی

قدم هشتم می‌خواهد به فرد کمک کند که با گرفتن و پذیرفتن مسوولیت نابسامانی‌ها و خرابی‌های گذشته شرایطی را برایش مهیّا کند تا در مواجهه با اجتماع خجالت‌زده و شرمسار نباشد. انسان‌ها نیازمند زندگی در کنار هم و ایجاد رابطه با هم می‌باشند، قدم هشتم جایگاه مناسبی جهت شناسایی و تمرین برای از سرگیری روابط از دست رفته است.

معتاد روابطش را یا با علم و آگاهی از دست می‌دهد یا عدم آگاهی، در هر دو صورت فرق نمی‌کند مهم این است که برای از دست دادن رابطه‌ای حتماً پیش‌زمینه‌هایی مثل کینه و رنجش یا خسارات و صدمات عاطفی و مالی دخیل بوده که با ریشه‌یابی و جبران آنهاست که می‌تواند روابط، دوباره از سر گرفته شود یا اگر هم ترمیم نشد لااقل مانند قارچ سمّی در صفحات خاطرات‌ رشد نکند.

از انجام این قدم ترسی به خود راه ندهید و هیچ سناریویی در رابطه با اینکه شاید شرم و خجالت سراغتان بیاید یا نتوانید به چشم آنهایی که بدان‌ها خسارت زده‌اید نگاه کنید یا آنها شما را هرگز نبخشند ... در ذهنتان تداعی نکنید.

برداشت این قدم می تواندجرقه‌ی شروع دوباره‌ی دوستی‌ها باشد که به علت بیماری اعتیاد آنها را به دشمنی یا کینه و رنجش تبدیل کرده بودید. در این قدم تجربه‌ای جدید و نو از زندگی مسالمت‌آمیز و بدون ضرر و خسارت به دیگران را تجربه خواهید کرد. فقط باید سعی‌تان این باشد که فهرستتان را تکمیل کنید. شاید بعد از انجام گام نهم و جبران خسارت این لیست. فهرست دوستان خوب و صمیمی شما بشود.

1ـ آیا به هیچ شکلی در کارکرد قدم هشتم مردد هستیم؟ چرا؟

بله، گاهی با تصور بر اینکه شاید خساراتی به بار آورده باشیم که زیاد باشد یا غیرقابل جبران باشد و یا از رویارویی با افرادی که به آنها خسارت‌زده‌ایم ترس و شرمندگی سراغمان بیاید و آیا بعد از عنوان کردن پذیرفته خواهیم شد یا با مشکلات قانونی مواجه خواهیم گشت.

مرتضی عامری

2ـ آیا نیاز به تامل و مشورت با راهنمای خود را قبل از آغاز جبران خسارت، تشخیص می‌دهم؟ آیا در هیچ شرایطی به واسطه‌ی تعجیل و شتاب در جبران خسارت باعث بروز خسارات جدیدی شده‌ام؟ آن شرایط چه بوده است؟

ما در هیچ شرایطی نمی‌توانیم با عجله و شتاب جبران خسارت نماییم. با عدم شناخت نسبت به خسارت‌ها و عمق آنها شاید دوباره موجب خسارت جدیدی شویم که روند بهبودی‌مان را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. ما سعی می‌کنیم با صبر و حوصله و مشورت بهترین راه را برای جبران خسارت پیدا کنیم.

3ـ فهرست رنجش‌هایی که بر سر راه تمایل شما جهت جبران خسارت وجود دارند را بنویسید؟

در این سوال اسامی کسانی را می‌نویسیم که از آنها رنجش داریم و ما به آنها نیز خسارت زده‌ایم و چون هنوز آنها را نبخشیده‌ایم تمایل به جبران خسارت از آنها را نداریم

4ـ آیا می‌توانم در حال حاضر از این رنجش‌ها رها شوم؟ اگر نه، آیا تمایل دارم که به هر حال نام این افراد را در فهرست خود بنویسیم و بعداً نگران جبران خسارت از آنها باشم؟

اگر ما از رنجش‌هایمان نشویم تهیه‌ی فهرست قدم هشتم و تمایل یافتن برای جبران خسارات کار مشکلی خواهد شد ما می‌بایست نام آنها را در لیست خود بیاوریم ما نمی‌خواهیم با استفاده از انکار بیماری‌مان خسارت‌هایی را که زده‌ایم را انکار کنیم و برای آنها توجیه بیاوریم. ما به دنبال سهم و تراز خود می‌گردیم هر چقدر هم کوچک باشد.

مرتضی عامری

5ـ آیا کسی هست که من به او جبران خسارت بدهکار باشم ولی او تهدیدی برای سلامت یا امنیت من باشد یا مورد دیگری وجود داشته باشد که من نگران حال آن شخص باشم؟ ترس‌های من چیست؟

بله – بسیار زیاد خسارات عاطفی و مالی در فهرستمان داریم . ترس یعنی فقدان ایمان در درون و دوربودن از قدرت الهی .

شاید خسارات به بار آمده را در حال و شرایط موجود نتوان انجام داد اما با این نیت که من تصمیم دارم خسارات را جبران نموده و خود را از بند رنجشها رها کنم ایده ای قابل قبول است به خاطر داشته باشم هر جبران خسارتی را به دور از تصمیم احساسی ، همراه با تعقل و مشورت به انجام رسانم.

مرتضی عامری قدم هفتم سئوال ۱۶ الی ۲۱

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی

مجتبی دشتی

16ـ آیا باور دارم که فقط نیروی برتر می‌تواند کمبودهای مرا برطرف کند؟ یا سعی کرده‌ام خودم نیز آنها را برطرف کنم؟

بله، زیرا هر گاه خواستم به تنهایی و با نیروی اراده‌ی شخصی آنها را کنترل یا برطرف کنم از دستم خارج شد و حتی بدتر هم شد.

17ـ آیا از اینکه کمبودهای من بلافاصله بعد از درخواستم برطرف نشده‌اند دچار بی‌حوصلگی شده‌ام؟ یا اینکه اطمینان دارم هر وقت که خدا بخواهد، آنها برطرف خواهند شد؟

امروز باید سعی‌مان این باشد که به صبر به عنوان یک هدیه‌ی الهی نگاه کنیم، عجول بودن و بی‌حوصلگی شاید موجب چیدن میوه‌ی نارسیده و کال باشد اما صبر و حوصله بستری را فراهم می‌کند برای اندیشیدن و تصمیم درست اتخاذ کردن. اعتماد و ایمان به تنهایی هرگز برای کارکرد این قدم کافی نیست پس نیاز است که ما صبر و حوصله را نیز تمرین کنیم حتی اگر مدت‌ها از زمان درخواستمان برای برطرف شدن کمبودهای‌مان گذشته باشد. در واقع بی‌حوصلگی یکی از نقايص ماست.

مرتضی عامری

18ـ آیا حس تناسب و تعادل من، اخیراً به هم خورده است؟ آیا خود را تواناتر و زرنگ‌تر از آن چیزی که هستم تصور می‌کنم؟

زمانی که از مبدا هستی فاصله می گیرم و این حس که من به تنهایی می توانم امورم را به انجام رسانم در من شکل می گیرد از حس تعادل و تناسب خارج می شوم . نباید فراموش کنم که اگر امروز قدرتی در مسیر زندگی بدست آورده ام همه به خاطر لمس و حضور خداوند در زندگی ام می باشد و اوست که کارگردان و بازیگردان زندگی من است

19ـ آیا مواقعی بوده که بتوانم از عمل از روی نقايص خود اجتناب کنم، و به جای آن یک اصل روحانی را تمرین نمایم؟ آیا این را به عنوان عمل و تاثیر خداوند بر زندگی خود تشخیص می‌دهم؟

انجام قدم هفتم به ما آزادی انتخاب خواهد داد و باید آگاه باشیم که این قدم درمان یا شفا نیست. اگر بر طبق اصول روحانی نهفته در برنامه دوازده قدمی زندگی کنیم از تقلاّ و دست و پا زدن برای تغییر حقیقت زندگی دست خواهیم برداشت. امروز شاید ترس‌ها گریبانمان را بگیرند اما با اصول روحانی که فراگرفته‌ایم نیاز نیست در مقابله و مواجه شدن با آنها از روش‌های مخرب بهره گیریم. مثلا در مقابل خشم و عصبانیت دیگران ، متانت و صبر پیشه کنیم.

مرتضی عامری+ مختار سائقی

20ـ کدام یک از کمبودهای من در زندگی برطرف شده‌اند یا از قدرتشان کاسته شده؟

ما هیچگاه به کمال نمی رسیم اما آرزوی رسیدن به آن ما را به حرکت وامی دارد، کمبودهای زیادی درزندگی مان قابل شهود بود مثل ایمان ، قدرت جاری کردن اراده خداوند در زندگی مان ، عشق ، محبت ، نوع دوستی و غیره که به مرور زمان و با استمرار بهبودی و توجه به پروسه بهبودی ، روز به روز کمبودهایمان برطرف و نواقصمان کمرنگ خواهد شد.

21ـ چرا قدم هفتم، احساس آرامش را پرورش می‌دهد؟

قدم هفتم باعث می‌شود که دیگر از روی نقايص شخصیتی عمل نکنیم و به دیگران خسارت نزنیم این امر باعث می‌شود به خداوند و دیگران نزدیک‌تر شویم و رشد روحانی‌مان بیشتر ‌شود در نتیجه متعادل‌تر و به هدف زندگی نزدیک‌تر می‌شویم هر گاه ما اصول روحانی را به اجرا درمی‌آوریم. به آرامش می‌رسیم. اگر در طول بهبودی به فروتنی مطلق یا کمال نرسیم همین که این آرزوی بزرگ را در ذهن خود مجسم می‌کنیم هدیه‌ای گرانبها به ارمغان می‌آورد به نام آرامش.

مرتضی عامری قدم هفتم سئوال ۱۱ الی ۱۵

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی

دکتر مجتبی دشتی

11ـ آیا عجز خود را در برابر کمبودهایم در کنار عجزم در برابر اعتیاد پذیرفته‌ام؟ توضیح دهید.

بله، در مقابل کمبودها و هم مقابل اعتیاد عجز خود را پذیرفته‌ام چون کوشش ما در کنترل کمبودهایمان دیگر تبدیل به دست و پا زدن و تقلاّ شده بود من در برابر قدرت آنها عاجزم اما با استفاده از اصول روحانی قدم‌های قبلی و این قدم و حضور خداوند می‌توانم با قدرت آنها مقابله کنم و استفاده‌ی مستمر از اصول روحانی موجب می‌شود در مقابل ناتوانی‌های خود به تعادل و توانایی برسم.

مرتضی عامری+ مختار سائقی

12ـ تسلیم من چگونه عمیق‌تر شده است؟

تسلیم ما روز به روز افزون‌تر می‌شود پروسه‌ای را که در قدم اول با شناخت بیماری اعتیاد آغاز کردیم در قدم هفتم با تشخیص کمبودهایی که اعتیاد به همراه دارد کامل‌تر و عمیق‌تر می‌شود. حتی در اینجا تسلیم قدم دوم را بیشتر می‌کنیم که در آنجا به دنبال برگشت سلامت عقل بودیم. اینجا بازگشت سلامت عقل می‌تواند کمک کند تا کمبودهایمان را مرتفع کنیم. امروز تسلیم کامل هستیم و با بیماری‌مان وارد جنگ نمی‌شویم تا خداوند با حضورش به ما کمک کند و بهبودی‌مان را استمرار بخشد. با مرور قدم‌های قبلی و این سیر صعودی اعتمادمان به خداوند خیلی بیشتر از پیش شده است.

13ـ آیا باور دارم که خداوند کمبودهای مرا برطرف خواهد کرد یا مرا از شرّ اینکه به اجبار از روی آنها عمل کنم رهایی بخشد؟ آیا باور دارم که در نتیجه‌ی کارکرد این قدم به انسان بهتری تبدیل خواهم شد؟

قسمت اول:ما با فروتنی که از خود نشان می‌دهیم به این باور می‌رسیم که خداوند مهربان بدان گونه که درکش کردیم قدرت آن را دارد که به وقت و زمان مقرر و به صلاح‌دید خود کمبودهای ما را برطرف سازد.

قسمت دوم:اگر از روی ضعف‌های اخلاقی عمل نکنیم تبدیل به انسان خوبی می‌شویم، یک انسان با شخصیت و به تعادل رسیده و روز به روز در حال بهتر شدن. قدرت حضور خداوند فراسوی درک و خواست شخصی‌مان در مورد آنچه که احتیاج داریم و یا تصور می‌کنیم ،کارایی دارد.

مرتضی عامری

14ـ چگونه ایمان من به خداوند که او را درک می‌کنم در نتیجه‌ی کارکرد این قدم قوی‌تر می‌شود؟

وقتی تواضع و فروتنی را در این قدم کار کنم به پروردگار نزدیک‌تر خواهم شد. فروتنی و کارکرد قدم هفت به من کمک می‌کند که حضور خداوند را بهتر و بیشتر درک نمایم و گستره‌ی دیدم وسعت می‌یابد و اجازه‌ی کمک کردن دیگران و خداوند را به خود می‌دهم و متوجه می‌شوم آن چیزهایی را که احتیاج داشته‌ام در اختیارم قرار داده بهبودی، خدمت و رهایی و آزادی، پس همین دلایل ایمان مرا قوی‌تر می‌نماید.

15ـ اخیراً چه فرصت‌هایی جهت رشد برای من وجود آمده‌اند؟ از آنها چگونه بهره بردم؟

با استفاده از اصول روحانی صبر را تمرین کردم، نسبت به خودم واقع‌بین شدم، بیماری خود و دیگران را بیشتر پذیرفتم و نسبت به حل مشکلات مشورت گرفتم در نتیجه دیدگاهم عوض شد و با فروتنی به خدا نزدیکتر شدم، و از فرصت‌های خدماتی که به من محول شد در راستای رسیدن به خداوند و حل مشکلات همدردانم بهره جستم