مرتضی عامری قدم یازدهم سئوال 26 الی 30

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی

مجتبی دشتی

26ـ چرا فقط باید برای آگاهی از اراده‌ی خداوند برای خود و قدرت اجرایی‌اش دعا کنیم؟

ارادهی شخصی من محدود و ناچیز و گاهی با استفاده از خودمحوری مخرب و معمولا به خاطر خودخواهی آسیب وخسارت به دیگران را همراه دارد. به خاطر همین توانایی محدود، ارادهی خداوند بهترین راه میباشد. دعا کنم تا آنچه را برایم رقم زده با قدرتی که از او به دست میآورم به مرحلهی اجرا بگذارم و اگر روزی توانستم از خواست خداوند آگاهی یابم قدرت اجراییاش را نیز از او درخواست کنم. من امروز نیز فقط قدرتی میخواهم برای آنچه که تا به امروز برایم رقم زده است.

27ـ فروتنی در این قدم چگونه بروز می‌کند؟

با دعا و پذیرش و خواست و ارادهی خداوند برای رسیدن به روحانیت استفاده میکنم و همواره با تواضع و فروتنی اعلام میدارم که از خواست خداوند ناآگاهم و طالب جاری شدن ارادهاش در زندگیام هستم. همین روشنبینی که قبول میکنیم که ارادهی خداوند کار آمدتر از ارادهی ما است و قدرت انجام ارادهی او را خواستن یعنی فروتنی.

مرتضی عامری

28ـ تعهّد خود نسبت به قدم یازدهم و نسبت به بهبودی‌ام را چگونه نشان می‌دهم؟

قدم یازدهم قرار است به من تعادل و انضباط بدهد و افکار مرا هدفمند کند و مرا به سمت روحانیت هدایت کند. رعایت اصول روحانی، خدمت کردن وعلیرغم هر احساسی دعا و مراقبه کردن قسمتی از تعهد من به بهبودیام میباشد.نتایج اینکار به مرور زمان برای من آرامش و رابطهای عمیق با نیروی برتر به همراه خواهد داشت.

29ـ آیا امروز دعا کرده‌ام؟

بله-امروز که در قدم یازدهم هستم دعاهایم بیشتر متمرکز بر آگاهی از اراده ی خداوند در زندگی ام می باشدو همواره طالب جاری کردن اراده اش در زندگی هستم.

مرتضی عامری

30ـ آیا هیچ وقت برای چیزی دعا کرده‌ام که پس از دست یافتن به آن آرزو می‌کردم که کارش آن را نداشتم؟ توضیح دهید.

بله - مثلا برای ارتقاء و رشد مالی درخواست شغل دومی داشتم تا اوضاع مالی ام را سرو سامان دهم امکاناتش مهیا شد اما من کمتر همسر و فرزندانم را می دیدم و بیشتر مشغول بودم از مطالعه و پیگیری بهبودی هم به مرور غافل شدم

مرتضی عامری قدم یازدهم سئوال 21 الی 26

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی #مجتبی_دشتی

مرتضی عامری

21ـ چگونه اصل روحانی عشق بدون شرط را در رابطه با معتادانی که سعی می‌کنند بدانها کمک کنم، تمرین می‌کنم؟

باید به این نتیجه رسیده باشم که حضور تازه‌وارد می‌تواند تضمین‌کننده‌ی فرایند بهبودی در من می باشد ،وهمیشه راه برای همگان باز است مگر اینکه من در سطح شخصی و گروهی اصل روحانی عشق بدون شرط را در رابطه با هر معتادی که در مسیر بهبودی‌ام قرار می‌گیرد به اجرا نگذارم.

22ـ رفتار و منش من در راهنمای دیگران بودن چگونه است؟ آیا رهجویان خود را تشویق می‌کنم که خود را در مسايل تصمیم بگیرند و در نتیجه رشد کنند؟ آیا آنها را نصیحت می‌کنم یا تجربه‌ی خود را با آنها در میان می‌گذارم؟

سعی دارم رفتار و منشم همان چیزی باشد که اصول اخلاقی و اصول روحانی مستتر در قدمها ست . و همچنین دوستانی که به من اعتماد می کنند را همواره تشویق می کنم برای تجربه کردن احساسات جدید ، ایده های نو و راههای جدیدتر پیش قدم شوند تا با حل مشکلات در فرایند رشد قرار گیرند و سعی دارم که از نصیحت و ارشاد دست بردارم و آنچه را که خود تجربه نموده ام را به صورت پیشنهاد در اختیارشان قراردهم تا آنها با بررسی و مشورت ، راهکار مناسب را اتخاذ کنند

مرتضی عامری

23ـ رفتار و منش من هنگام خدمت چگونه است؟ آیا انجمن بدون من به حیات خود ادامه خواهد داد؟

من همانند بازیگری تنها نقش هایی که برایم ترسیم شده را ایفا می کنم. خدمت برای من یعنی خط کشیدن روی خود و اجرای اراده خداوند در زندگی و خوب می دانم اصل گمنامی ، کارسازترین اصل برای خدمت است و برنامه بهبودی حتی بدون نام و نشان و هویت من به حیات خود ادامه خواهد داد.

24ـ چگونه اصل روحانی ایثار و از خودگذشتگی‌ را در هنگام خدمت تمرین می‌کنم؟

همان طور که بیماری اعتیاد ما بیشتر در خودخواهی و خودمحوری‌مان بروز می‌نماید. بهبودی‌مان نیز به زیبایی در خدمت ایثارگرانه تجلی می‌یابد. خدمتی که دیگران بدون چشم‌داشت در حق ما انجام داده‌اند باعث تعهّد و مسوولیت‌پذیری در ما گردیده و امروز به عنوان یک هدف عظیم و اصل در درونمان نهادینه شده و این خدمت را با عشق و ایثار در اختیار دیگر معتادان می‌گذاریم.

25ـ آیا من به بهبودی‌ام متعهّد هستم؟ برای حفظ و مراقبت از آن چه کارهایی انجام می‌دهم؟

برای استمرار بهبودی نیاز است که هرروزه تعهد و مسئولیت خود را درقبال خود و دیگران بررسی و مقاومتر نمایم و برای حفظ و مراقبت از آن اصولی که بعنوان سرمایه اندوخته ام آنرا در زندگی جاری نمایم و با خدمت ،بقا و بهبودی خود را تضمین نمایم.

26ـ آیا علی‌رغم احساسی که دارم اصول روحانی را تمرین می‌کنم؟

بله، چرا که در قدم‌های قبلی به‌خصوص چهارم متوجه احساسات منفی و مثبت خودم شدم و فهمیدم علی‌رغم هر نوع احساس می‌بایست اصول روحانی را دنبال کنم. دنبال کردن اصول روحانی و اهمیت قایل شدن برای آنها مرا در مسیر بهبودی قرار می‌دهد و بی‌اهمیتی به اصول روحانی مرا دچار بی‌تفاوتی و لغزش خواهد کرد، می‌بایست آن قدر بر روی اصول روحانی اشراف داشته باشم که در همه‌ی مواقع بتوانم از آنها استفاده نمایم. امروز بهبودی‌ام بسیار مهم‌تر از احساساتی است که به سراغم می‌آید.

مجتبی دشتی

Facebook: Mojtaba Dashti

Instagram: socialpathologist

Email: dashti620@gmail.com

Web: www.dashti620.blogfa.co

لغزش شکست نیست مرتضی عامری

لغزش شکست نیست

هر موقع که دوباره به سراغ مواد مخدر می روید بدانید که در واقع با زندگی خود بازی می کنید.

در جلسات انجمن این شعار را بارها می شنویم که می گوید٫ این آخرین مصرفمان نبود که باعث بدبختی ما شد بلکه اولین بار مصرف مان بود. منظور از این شعار این است که با شروع دوباره مواد ما کنترل را از دست می‌دهیم و دوباره خود را در چرخه باطل قرار می دهیم؛چرخه ای که می تواند ما را با خطر مرگ روبه‌رو کند برخی از ما معتادان در حال بهبودی دوباره شروع به مصرف می کنیم؛به این گمان که می توانیم همان مقدار پیش از ترک را دوباره استفاده کنیم و این طرز فکر غلط باعث مرگ بسیاری از ما میشود. باید توجه داشته باشیم که پس از مدتی پرهیز از مواد مخدر میزان تحمل جسمی ما در برابر مواد مخدر به شدت کم می شود و به همین علت وقتی مصرف دوباره مواد مخدر را شروع می کنیم, میزان مواد مخدری که مصرف میکنیم به مراتب بیشتر از آن است که بدن ما بتواند آن را تحمل کند.

مسئله جالب دیگر این است که بسیاری از ما که طعم بهبودی را چشیده ایم دیگر از مصرف مواد مخدر لذت نمیبریم اما دوباره مواد استفاده می‌کنیم چون این راهی است که یک عمر عادت کرده‌ایم که با مسائل زندگی مان مقابله کنیم. استفاده از مواد آسان ترین و طبیعی ترین کاری است که ما بدون فکر کردن به آن رجوع می کنیم. با وجود این حتی در صورت لغزش باید توجه داشته باشیم که این یک شکست نیست. آیا کسی که از بیماری دیابت در عذاب است اگر یک روز شیرینی و شکر مصرف کرد پرهیز از شیرینی را کنار خواهد گذاشت،یا کسی که از ناراحتی قلبی رنج می برد اگر یک روز فراموش کرد تدابیری را که برای کنترل بیماریش لازم است انجام دهد آیا زندگی خود را به نابودی خواهد کشاند و دیگر برای درمان خود تلاش نخواهد کرد؟باید بدانیم که لغزش جزئی از فرآیند بهبودی ما محسوب می شود. بسیاری از ما به علت مزمن بودن بیماری لغزش می کنیم. علاوه بر این بهبودی از اعتیاد یعنی تغییر کامل طرز فکر و راه و رسم زندگی. این کار چندان آسانی نیست و بی تردید با پستی و بلندی و فراز و نشیب همراه است

ما فقط با کارکرد دوازده قدم میتوانیم با زندگی جدید سازگاری و هماهنگی داشته باشیم. اگر دوباره مصرف مواد کردیم نباید خود را سرزنش کنیم بلکه باید با خود مهربان باشیم باید ماهیت بیماری خود را درک کرده و بدانیم که بهبودی از این بیماری تا چه اندازه سخت و دشوار است.

بهترین طرز برخورد با لغزش این است که این حالت را برای خود نوعی تجربه به حساب بیاوریم و از خود بپرسیم لغزش میخواهد چه درسی به ما بدهد که به فرآیند بهبودی ما کمک کند. باید بدانیم که امروز کسی هستیم که حق انتخاب داریم میتوانیم از لغزش به عنوان بهانه‌ای برای سرزنش کردن و احساس شکست و درماندگی استفاده کنیم و از این طریق بهانه ای برای ادامه مصرف مواد مخدر به دست آوریم یا اینکه با این پدیده به طور مثبت و نوعی تجربه آموزشی نگاه کنیم. می توانیم با خود بگوییم درست است که دوباره به سراغ مواد مخدر رفتم چون این کاری هست که یک عمر به طور غریزی و طبیعی با آن سرگرم بودم اما اجازه نخواهم داد تا این امر به ادامه مصرف و ناامیدی و بدبختی به کشاند. عقل و منطق خود را به کار خواهم بست و اجازه نخواهم داد تا دوباره اسیر و قربانی بیماری اعتیاد شوم چون امروز حق انتخاب دارم و علاوه بر این خدایی دارم که از من مواظبت می کند. به جای احساس ناامیدی و بدبختی به خاطر لغزش باید با یک طرز فکر حقیقی و مثبت به لغزش مان به عنوان یک تجربه نگاه کنیم، چون لغزش باعث می شود تا ما بهتر بتوانیم به ماهیت بیماری خود پی ببریم و یاد میگیریم که در آینده چه کارهایی را باید انجام دهیم و چه کارهایی را نباید انجام دهیم تا بتوانم بهبودی خود را حفظ کنم اما باید توجه داشته باشیم وقتی که لغزش می کنیم بار دیگر کنترل مان را از دست میدهیم و وسوسه فکری و ویار جسمی ما دوباره بر میگردد،یعنی مغز و جسم ما دوباره فعال می شوند. احتمال اینکه بخواهیم مصرف مان را ادامه بدهیم بسیار زیاد است چون مصرف مواد به ما احساس لذت و آرامش می دهد گرچه می دانیم این راه سرانجام به بدبختی و جهنم ختم میشود.

نکته دیگر این است که بسیاری از ما ممکن است پس از لغزش احساس گناه کنیم و با خود بگوییم که ما انسانی ضعیف هستیم و در تلاش خود برای بهبودی از بیماری اعتیاد شکست خورده ایم. ممکن است بیماری ما بخواهد ما را گول بزند و متقاعد کند که برنامه دوازده قدم در مورد ما موثر و کارگر نیست یا اینکه غرورمان به ما اجازه ندهد که دوباره به انجمن بازگردیم. باید از چنین افکار و اندیشه‌های پرهیز کنیم و متوجه باشیم که این بیماری اعتیاد مان است که ما را دوباره به چنگ انداخته است. باید به یاد داشته باشیم که بسیاری از ما معتادین در حال بهبودی؛ لغزش کرده ایم و این اتفاق را جزئی از روند بهبود ایمان به حساب بیاوریم. بعضی از ما حتی سپاسگزار این تجربه بوده‌ایم چون باعث کارکرده بهتره قدمهای مان شده است. نباید فراموش کنیم که طول پاکی همگی ما فقط ۲۴ ساعت است و هیچکس در بین ما به خاطر لغزش بهتر یا بدتر محسوب نمی شود. نباید فراموش کنیم که همه ما که در انجمن گرد هم می آییم معتادانی هستیم که با مشکلات روبرو هستیم. در واقع می توانیم با در میان گذاشتن تجربه های خود درباره لغزش به دیگران در این پدیده اطلاعات و آگاهی لازم را فراهم آوریم و از این کار خود احساس خوبی داشته باشیم که توانسته ایم به دیگران نکات تازه‌ای درباره لغزش آموزش دهیم.نباید فراموش کرد که ما معتادان نیز انسان هستیم انسانی که از یک بیماری مزمن و جدی در عذاب است شاید لغزش این فرصت را فراهم آورد تا اطلاعات بیشتری درباره بیماری خود را به دست آوریم و بدانیم که با چه نوع بیماری سر و کار داریم و در نتیجه برای حفظ بهبودی خود هر روز بهتر از روز قبل از خود مواظبت و مراقبت کنیم.