مجتبی دشتی دکلمه

خدایا سپاسگزارم برای تولد دوباره
همه برام دست تكون دادن ،اما كم بودن دستایی كه تكونم بدن،دوست و دست زیاده ،ولی دست دوست کم
برا كشتیای بی حركت موجا تصمیم می گیرن
به آخر خط و نامیدی رسیده بودم و تاریكی همه وجودمو گرفته بود كه یه نوری از راه رسید و روحم آزاد شد
به گرفتاری های زمونه بگید سراغ انایی برن كه از افتادن سنگ ریزه به زیر پاشون هراسونن!نه ما كه سالها زیر بارونی از سنگ زنده موندیم و زندگی میکنیم
ممكنه است كسی رو به اشتبا زندانی كنن ولی اشتباهی آزاد نمی كنن. موندم كه چه حكمتی تو آزادی ماست!
سوزش شلاقی كه بیدارم كنه،شرف داره به گرمای دستی كه خوابم كنه
آرامش، رهایی از طوفان نیست ،بلكه آروم زندگی كردن میون طوفانه
آدم به خودی خود نمی افته،اگر بیفته از همان سمتی می افته كه به خدا تكیه نكرده ا
هرگز منتظر فردای خیالی نباش،سهمتو از شادیای زندگی همین امروز بگیر
خدایا تو رو شکر كه بعد از رنج و درد برنامه بهبودی رو بهم هدیه دادی
خدا میگه امروز همه مسائلت رو به من بسپار،من اونا را حل میكنم!تنها آروم باش و شاد زندگی كن اینگونه بیشتر دوستت دارم

دیروز قصد داشتم دست اتفاق رو بگیرم تا نیفته!اما امروز فهمیدم كه اتفاق می افته،این من هستم كه نباید با اون بیفتم!و چه قشنگه اتفاقی كه می افته اتفاق روحانی باشه.
در زندگی اختیار بادها دست ما نیست! اما اختیار بادبانها دست ماست
خدایا میون مشغله هام گم شدم..ولی دلم برا هوایت همیشه بیكار است!
اونكه ویرون شده از یار منو میفهمه اونكه تنها شده بسیارمنو میفهمه چی بگم كه چنان در خود فرو ریختم كه فقط ریزش دیوار منو میفهمه
امروز یاد رتم ساقه شكستن قانون طوفانه،تو نسیم باش و نوازش كن
خدایا نمیدونم در كجای زندگیم دست تو را رها كردم، اما اینو خوب میدونم كه اگه شكست های دیروز رو امروز میفهم برای اینه كه تو دستای منو دوباره گرفتی
امروز رو برای ابراز احساس به عزیزات غنیمت بشمار،شاید فردا احساس باشه اما عزیزی نباشه
آگاهی از وجود خدا،مهمترین واقعه زندگی الان منه
دعا میكنم زیر این سقف بلند،روی دامان زمین،هر كجا خسته شدی،یا كه پر غصه شدی،دستی از غیب به دادت برسد و چه زیباست كه آن دست خدا باشد و بس
آنان كه پاره های روح خویش را برای التیام به دیگران میبخشند از همه به خدا شبیه ترند
چه رازی تو حرفای یه همدرده كه این چنین معجزه میكنه،چه مرهمی تو دستای اونه كه درمان میکنه،چه نیرویی تونگاه اونه كه توان میده،چه مهری تو قلب اونه كه جون می بخشه،ای خالق هستی همیشه حامی همدردام باش
مجتبی دشتی 1350تهران دانش آموخته روابط عمومی و کارشناس حرفه ای آسیب شناسی اجتماعی شاخه اعتیاد، پژوهشگر، محقق و نویسنده بیش از صدمقاله ودهها عنوان کتاب مختلف در زمینه الکلیسم و عوارض ناشی از مصرف الکل و مخدر و گردآوری کلمات قصاربزرگان وخود و دعاهای ساده و همچنین در زمینه مدیتیشن مطالبی به رشته تحریر درآورده اند کتاب های منتشر شده 1-تابه کی درپیله بیهودگی درخود تنیدن(که در جشنواره هشتمین آثار برتر مکتوب در زمینه مواد مخدر نهاد ریاست جمهوری شرکت نموده) 2-چندنکته ناب انتشارات زهره وند3-گوهرحجاب 4-نگاهی اجمالی بریارانه 5-تشریح سئوالات جهانی 6-سنت ها 7- پیامک بهبودی 8- سخن عشق 9- سرگذشت افراد 10- کارگاه بهبودی 11- اعتیاد و انواع موادمخدر 12- شش راه ساده برای قطع نیکوتین و چند عنوان دیگر در دست چاپ 1- فصل اول آگاهی2-فصل دوم آگاهی 3- فصل سوم آگاهی 4- فصل چهارم آگاهی5- مجموعه شعر با عنوان قرارمون توآسمون..