مرتضی عامری قدم 12 سئوال 1 الی 5
برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی #مجتبی_دشتی

با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدمها، کوشیدیم این پیام را به ساير معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا درآوریم.
ای خالق مهربان!
مرا وسیلهی صلح و آشتی خود قرار ده
جایی که نفرت است، حامل عشق
جایی که خطاکاری و بدی است، حامل گذشت
جایی که نفاق است، حامل یکرنگی
جایی که نادرستی است، حامل دوستی
جایی که شک است، حامل یقین
جایی که نومیدی است، حامل امید
جایی که تاریکی است، حامل نور
و در جایی که غم است، حامل شادی باشم
پروردگارا!
کمکم کن که به جای تسلیخواهی، تسلی دهم و به جای درک شدن، درک کنم زیرا که پیدا کردن در گرو گم شدناست.با بخشش دیگران، خود بخشوده میشویم و در مرگ حیات جاودان پیدا خواهیم کرد...
«آمین»
قدم دوازدهم آخرین دانهی زنجیر به هم پیوستهی قدمهاست. گامی که سلسلهوار و پشت سر هم مراحل سیر و سلوک روحانی فرد را در مسیر بهبودی بررسی میکند تا به جایگاه واقعی برساند، که پیامآور رهایی باشد. قدم دوازدهم نتیجهگیری کلیهی قدمهاست، مرور از ابتدای قدمها که به ترتیب:
1ـ صداقت 2ـ امید 3ـ اعتماد 4ـ شهامت 5ـ رهایی از رنجشها 6ـ آمادگی و تمایل 7ـ فروتنی 8ـ عشق 9ـ جبران گذشته 10ـ نظم 11ـ درک ارادهی خداوند و در دوازدهمین قدم خدمت را درون ما رشد و ارتقاء میبخشد. با درست و کامل کار کردن این دوازده قدم به بیداری و هوشیاری روحانی دست خواهید یافت و میتوانید منبع فیض تباه نشدنی خداوند را در کنارتان حس کنید. این شخصیت جدید یک شخصیت در حال رسیدن به تعالیست. امروز انسانِ شرافتمندی شدهاید، دیگر از بودنتان احساس بدی ندارید آن قدر متواضع شدهاید که همه را با یک چشم میبینید، امروز مرز و بوم، ملیّت، نژاد، سن و جنسیت برای ابراز عشقتان مفهومی ندارد. من امروز با طریقهی روحانی که در دعا آموختم سعی کردم که به آگاهی از ارادهی خداوند دست یابم و قدرت اجرایش را از آن منبع فیض درخواست نمایم، زندگیام شکل و شمایل روحانی به خود گرفت، آرامش درونی قابل لمس بود. همهی اینها نتیجهی مداومت در برنامه دوازده قدمی بود. امروز دیگر نگران مسايل مالیام نیستم چرا که سهم خود را در قبال کارها انجام میدهم و از او طلب و تقاضای رشد دارم، او نیاز امروز مرا مهیّا مینماید پس نگران فردا نیستم. من با کمک خدا و این اصول میتوانم حامل این پیام باشم که امروز با توکّل به نیروهای خداوندی و خواستن و دعا کردن میتوانم پاسخم را از او دریافت نمایم و به تواناییهایی دست یابم که ابزاری در دستان آن خداوندبرای اجرای ارادهاش باشم، به مرور این طریقهی روحانی زندگی آشفتهی گذشتهام را سامان بخشید و توانستم در دوازدهمین قدم بدون قید و شرط این پیام را به همه کسانی که تمایل درخواست کمک دارند رسانم و برای سفر روحانی حتماً خود را در شرایط سخت و بحرانی هم قرار میدهم چون گذشتن از خود را توسط دیگری نسبت به خودم تجربه نموده بودم و امروز به جای تسلّیخواهی تسلّیبخش هستم و به جای درک شدن سعی در درک دیگران مینمایم و با بخشش دیگران خود بخشیده میشوم و در مرگ؛ حیات جاودان پیدا میکنم. من امروز سعی در دعوت کسانی دارم که در گذشتهی من حرکت میکنند و به در و دیوار میخورند و در بنبست اعتیاد گرفتارند زیرا میدانم که با این سلسلهی به هم پیوسته روحانی، روحمان بیدار و افق دیدمان گشترش می یابدو رابطهمان با خداوند استوار و محکمتر میگردد. یادمان باشد ما ضدلغزش نیستیم اگر این اصول را جدّی نگیریم برایمان کاربرد نخواهد داشت. اگر مسیر را اشتباه رفتیم با اقرار به خطایمان دوباره این سیر و سلوک روحانی را از سر میگیریم تا پخته شویم ناامید نشوید به راه ادامه دهید.
این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آ
«مولوی»

1ـ تجربهی کلی که از کارکرد قدمها به دست آوردهام چیست؟
آشنایی با جنبههای جسمی، روحی ـ روانی، احساسی بیماری اعتیاد، شناخت انکار، مشورت کردن، سپردن به خدا، شناسایی رنجشها، اعتماد به خداوند و شهامت بیان دردها، آگاهی نسبت به نقايص، شناخت کمبودها، تهیهی لیست خسارت و بدست آوردن شهامت جبران آنها، ترازنامهنویسی و ارزیابی روزانهی خود، دعا و مراقبه، همه و همه مرا به سمت بیداری روحانی و انسانیت هدایت کرد و به صورت نسبی به تعادل رسانید. تجربهی کارکرد قدمها در جای خود موجب شد از آن قدم در امور زندگی خود بیشتر استفاده کنم و مرا به رشد روحانی و اقتصادی رساند، هنوز ابتدای این مسیر پایانناپذیر هستم و از این تجارب تا آخر عمر میبایست استفاده نمایم زیرا که من هر روز در حال رشد و تغییر هستم.
2ـ بیداری روحانی من چگونه بوده است؟
بیداری روحانی من روزبهروز به صورت یک فرایند بوده. امروز با تسلیم، باورهای من تغییر کرده به دیگران خسارت نمیزنم خدمت میکنم و کمتر عجله میکنم، مشورت را در زندگی لحاظ میکنم و با مقایسهای که از باورهای قدیم و جدید پیش رویم دارم احساس میکنم روشنبین شدهام، مصلحت جمع را در نظر میگیرم مسوولیت کارهایم را به عهده میگیریم و برای دیگران ارزش قایل میشوم، این حالات ما و در لحظه زندگی کردن و میل به خدمت را بیداری روحانی گویند. من در راه رسیدن به بیداری از خود هیچ چیز نداشتم و هر چه آموختم از این اصول بوده، نوع بیداری روحانی در من مختص به خود من است ولی همهی ما میتوانیم نوعی از آن را تجربه کرده باشیم که شاید بسیار شبیه به هم باشد.
3ـ چه تغییرات پاینده و ثابتی در نتیجهی بیداری روحانی در من شکل گرفته است؟
تغییرات در زندگی ما به مرور و آهستگی و همزمان به نیاز و رشدمان در برنامه اتفاق افتاد. استفاده از نقصها برای ما آزاردهنده بود. دلزدگی به همراه داشت و تغییرات معمولاً همراه با درد بود تا اینکه با حالت استیصال و عجز آن را رها کردیم و رویهی جدیدی را جایگزین رفتارهای غلط و ناهنجارمان برگزیدیم. همین انگیزهای شد برای رویکرد به زندگی معنوی و روحانی. هر چه که از طول پاکیمان میگذرد به همان میزان احساس نیاز به معنویت و روحانیت در زندگی مینماییم و هر چه احساسات و اعمال ما ثبات و قوام مییابد از تعادل بهتری برخوردار میشویم که در نتیجهی این تلاشها روحمان بیدار و ضمیرمان آرام میگردد.

4ـ برای من کدام اصل روحانی بیشترین ارتباط را با قدمهای دوازدهگانه داشت و چگونه به بیداری روحانی من کمک کرده است؟
تمام اصول روحانی نهفته در قدمها برای رشد و بیداری روحانی تاثیر بسزایی دارند. اما نقش صداقت از همه مهمتر است. هر قدر درک ما از اصول عمیقتر میشود به همان نسبت در مراحل و راههای مختلف و جدید زندگی رشد میکنیم. صداقت موجب شد پاک شوم و بیماری خود را انکار نکنم و بتوانم به دیگران هم خدمت نمایم و خود را بالاتر از دیگران نبینم. اصل تواضع موجب شد خود را بزرگتر از حد واقعی خود نشان ندهم و همچنین اصل پذیرش و تسلیم موجب شد بیماری خود و اطرافیانم را بپذیرم و در جنگ نروم تا به آرامش برسم. همهی اصول روحانی برای من کاربرد داشته است و در راه رسیدن به بیداری روحانی به من کمک کرده ولی تعدادی از آنها مرا بیشتر به خداوند نزدیک کرده است.

5ـ برای من بیداری روحانی چه مفهومی دارد؟
بیداری روحانی برداشتی کاملا شخصی و متفاوت برای هر فرد است اما به صورت جامع و کلی وقتی اصول نهفته در قدمها را بکار می گیریم ، روی منیت خود خط می زنیم و از آنچه داریم می بخشیم، هدف از خلقتمان را درک می نماییم ، خدمت و عشق می ورزیم و روحی که سالها بواسطه مصرف مخدر در خوابی عمیق فرو رفته بود بیدار و به سمت تعالی و نور حرکت می دهیم.
مجتبی دشتی 1350تهران دانش آموخته روابط عمومی و کارشناس حرفه ای آسیب شناسی اجتماعی شاخه اعتیاد، پژوهشگر، محقق و نویسنده بیش از صدمقاله ودهها عنوان کتاب مختلف در زمینه الکلیسم و عوارض ناشی از مصرف الکل و مخدر و گردآوری کلمات قصاربزرگان وخود و دعاهای ساده و همچنین در زمینه مدیتیشن مطالبی به رشته تحریر درآورده اند کتاب های منتشر شده 1-تابه کی درپیله بیهودگی درخود تنیدن(که در جشنواره هشتمین آثار برتر مکتوب در زمینه مواد مخدر نهاد ریاست جمهوری شرکت نموده) 2-چندنکته ناب انتشارات زهره وند3-گوهرحجاب 4-نگاهی اجمالی بریارانه 5-تشریح سئوالات جهانی 6-سنت ها 7- پیامک بهبودی 8- سخن عشق 9- سرگذشت افراد 10- کارگاه بهبودی 11- اعتیاد و انواع موادمخدر 12- شش راه ساده برای قطع نیکوتین و چند عنوان دیگر در دست چاپ 1- فصل اول آگاهی2-فصل دوم آگاهی 3- فصل سوم آگاهی 4- فصل چهارم آگاهی5- مجموعه شعر با عنوان قرارمون توآسمون..