استقلال و رابطه اش با اعتیاد
من فردی مستقل هستم پس مصرف موادمخدر برای من اشکالی ندارد این باور درست است؟

نه، این باور نادرست و خطرناک است؛ و از نظر علمی، منطقی و تجربی دفاعپذیر نیست. بیاییم جز به جز بررسیاش کنیم:
1.«من مستقل هستم» > پس «مصرف برای من اشکالی ندارد»
این جمله دو بخش دارد: من مستقل هستم؛ پس مصرف مواد برای من اشکالی ندارد.
اشتباهِ منطقی اینجاست که از «استقلال» نتیجه میگیری «رفتار پرخطر برای من بدون مشکل است»
مثل این جملههاست: من رانندۀ خوبی هستم، پس کمربند لازم ندارم. من بدن قویای دارم، پس هر چقدر دلم خواست الکل میخورم.
مهارت یا استقلال، قانون بدن و مغز را عوض نمیکند.
2. استقلال یعنی چه واقعاً؟
استقلال سالم یعنی؛ خودت فکر میکنی، کورکورانه دنبالهرو جمع نیستی، مسئولیت «نتایج» انتخابهایت را میپذیری، به آیندۀ خودت احترام میگذاری، با واقعیتها تصمیم میگیری، نه با توجیه.
این تعریف اگر جدی گرفته شود، نتیجهاش میشود؛ چون مستقل هستم و اثر مواد روی مغز را میدانم، مصرف نمیکنم تا استقلالم در آینده از بین نرود. یعنی استقلال واقعی بیشتر به «خودکنترلی» نزدیک است تا «هر کاری دلم خواست میکنم»
۳. مصرف مواد چه ربطی به استقلال دارد؟
چیزی که مواد با مغز میکند؛ مدار پاداش را هک میکنند، قدرت تصمیمگیری منطقی را در بلندمدت ضعیف میکنند، تحمل «نه گفتن» به وسوسه را کم میکنند، رفتارها را به سمت «اجباری و تکراری» میبرند
این یعنی؛ هرچه مصرف ادامه پیدا کند، استقلال ذهنیات کمتر میشود، حتی اگر ظاهراً بگویی «خودم خواستم».
پس مصرف مواد، در عمل دشمن استقلال است، نه نتیجۀ استقلال.
۴. یک نکتۀ خیلی مهم: این جمله غالباً توجیه است، نه تحلیل
جملۀ «من مستقلام، پس مصرف برای من اشکالی ندارد» معمولاً در این شرایط ظاهر میشود؛ وقتی ته دلت میدانی ریسک هست، ولی نمیخواهی رها کنی،وقتی میخواهی احساس گناه یا دوگانگیات کمتر شود، وقتی مغز در حال ساختن بهانه برای ادامه یا برگشت به مصرف است
یعنی این بیشتر شبیه صدای «مغز اعتیاد» است تا صدای «من مستقل و منطقی»
یک سؤال ساده برای چک کردن؛ اگر کسی که دوستش داری (خواهر، برادر، فرزند آیندهات) همین جمله را بگوید، واقعاً با آرامش میگویی: «آره، تو مستقل هستی، پس هر مواد خواستی مصرف کن، اشکالی ندارد»؟
اگر جواب درونیات «نه!» است، پس خودت هم میدانی این باور صادقانه نیست، بیشتر یک توجیه است.
۵. نگاه درستتر به ماجرا
میتوانیم این جمله را اینطور سالمتر کنیم؛ «من مستقل هستم، پس قبل از هر تصمیم پرخطری، کاملاً صادقانه خطرها و احتمالها را میسنجم»، «من مستقل هستم، پس اجازه نمیدهم یک مادۀ شیمیایی، کنترل مغز و احساساتم را از من بگیرد»، «من مستقل هستم، پس به جای مصرف، راههای سالمتر برای تخلیه، لذت و تجربۀ هیجان پیدا میکنم»
این نگاه، هم استقلالت را حفظ میکند، هم واقعیت علم مغز را جدی میگیرد.
مجتبی دشتی 1350تهران دانش آموخته روابط عمومی و کارشناس حرفه ای آسیب شناسی اجتماعی شاخه اعتیاد، پژوهشگر، محقق و نویسنده بیش از صدمقاله ودهها عنوان کتاب مختلف در زمینه الکلیسم و عوارض ناشی از مصرف الکل و مخدر و گردآوری کلمات قصاربزرگان وخود و دعاهای ساده و همچنین در زمینه مدیتیشن مطالبی به رشته تحریر درآورده اند کتاب های منتشر شده 1-تابه کی درپیله بیهودگی درخود تنیدن(که در جشنواره هشتمین آثار برتر مکتوب در زمینه مواد مخدر نهاد ریاست جمهوری شرکت نموده) 2-چندنکته ناب انتشارات زهره وند3-گوهرحجاب 4-نگاهی اجمالی بریارانه 5-تشریح سئوالات جهانی 6-سنت ها 7- پیامک بهبودی 8- سخن عشق 9- سرگذشت افراد 10- کارگاه بهبودی 11- اعتیاد و انواع موادمخدر 12- شش راه ساده برای قطع نیکوتین و چند عنوان دیگر در دست چاپ 1- فصل اول آگاهی2-فصل دوم آگاهی 3- فصل سوم آگاهی 4- فصل چهارم آگاهی5- مجموعه شعر با عنوان قرارمون توآسمون..